يَتَجَرَّعُهُ وَ لا يَكادُ يُسِيغُهُ
جرعه جرعه فروكشد آن را و ( نزديك نبود كه به آسانى دركشد آن را ) از گلو فروبرده نمى تواند آن را ؛
تفسير : به رضا نمى نوشند . در حديث است ، فرشتگان گرزهاى آهنين را به سر آنها مى كوبند ، و به قوّت از آن آب در دهنشان مى ريزانند « 1 » چون به دهنها نزديك شود ، از گرمى سوزان پوست سر پايان « 2 » آويخته شود . چون از دهن گذرد ، در گلو مى بندد ؛ و با منتهاى مصيبت و رنج جرعه جرعه به حلق فرو مى رود . همين كه در شكم برسد ، روده ها قطعه قطعه بيرون مى افتد :
« وَ سُقُوا ماءً حَمِيماً فَقَطَّعَ أَمْعاءَهُمْ »
( محمّد ، ركوع 2 ) ؛
وَ إِنْ يَسْتَغِيثُوا يُغاثُوا بِماءٍ كَالْمُهْلِ يَشْوِي الْوُجُوهَ
( كهف ، ركوع 4 ) اعاذنا الله منها و سائر المؤمنين .
وَ يَأْتِيهِ الْمَوْتُ مِنْ كُلِّ مَكانٍ وَ ما هُوَ بِمَيِّتٍ وَ مِنْ وَرائِهِ عَذابٌ غَلِيظٌ
( 17 )
و مى آيد او را موت از هر جايى ؛ و نبود او مرده ؛ و در پس اوست عذاب سخت .
تفسير : نوشيدن آن گويا از هر طرف روبروشدن با مرگ است ؛ از سر تا پا به هر عضو بدن سكرات موت طارى مىشود ؛ عذاب مهلك از شش جهت هجوم مى آورد ؛ مرگ را بدين زندگى ترجيح مى دهند ؛ ولى مرگ نيز نصيب نمى شود ، تا همه رنجها را خاتمه دهد . هر دم عذاب پى عذاب وارد مىشود .
« كُلَّما نَضِجَتْ جُلُودُهُمْ بَدَّلْناهُمْ جُلُوداً غَيْرَها لِيَذُوقُوا الْعَذابَ »
( النساء ، ركوع 8 ) ؛
« ثُمَّ لا يَمُوتُ فِيها وَ لا يَحْيى »
( اعلى ، ركوع 1 ) راست است .
مَثَلُ الَّذِينَ كَفَرُوا بِرَبِّهِمْ أَعْمالُهُمْ كَرَمادٍ
صفت آنان كه منكر شدند از پروردگار خود ، اعمال ايشان مانند خاكستر بود
هامش
( 1 ) . مى ريزند .
( 2 ) . به پايين