تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير كابلى (فارسى) — صفحة 353

مساهمون:

ص٣٥٣
خويش را ضبط كنند « 1 » ، دست به دهن مى گذاشتند ؛ و ممكن است ضمير « ايديهم » سوى كفّار ، و ضمير « افواههم » جانب رسل راجع باشد ؛ يعنى ، آن گروه ملعون دست خود را به دهان پيغمبران نهادند كه آنها هرگز حرفى زده نتوانند « 2 » ؛ يا هردو ضمير به پيغمبران راجع مى باشد ؛ يعنى ، از فرط گستاخى دست پيغمبران را به دهنشان درآوردند ! نزد بعضى ، مراد از « ايدى » در اينجا نعمت هاست ؛ يعنى ، نعمت هاى بزرگى كه پيغمبران به آنها عرضه داشتند ، مانند شرايع الهى و غيره ؛ آنها از قدرناشناسى سوى پيغمبران مسترد كردند ؛ هيچكدام آن را نپذيرفتند ؛ چنان كه محاوره است : من مال فلانى را در دهنش فروبردم ! على اى حال ، هر معنى كه گرفته شود ، حاصلش اين است كه آنها نعمت الهى ( ج ) را قدر نكردند ؛ دعوت پيغمبران را نپذيرفتند ؛ به بى اعتنائى بلكه به گستاخى پيش آمدند .
وَ قالُوا إِنَّا كَفَرْنا بِما أُرْسِلْتُمْ بِهِ وَ إِنَّا لَفِي شَكٍّ مِمَّا تَدْعُونَنا إِلَيْهِ مُرِيبٍ ( 9 ) * قالَتْ رُسُلُهُمْ أَ فِي اللَّهِ شَكٌّ فاطِرِ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ
و گفتند : ( هر آئينه ) ما منكريم به آنچه فرستاده شديد همراه آن ؛ و ( هر آئينه ) ما در شبهه ايم از آنچه خوانيد ما را بسوى آن شكّى . گفتند پيغمبران ايشان : آيا در خدا شبهه است ، آفريننده آسمانها و زمين ؟ ! تفسير : هستى و يگانگى خدا ( ج ) چنان نيست كه در آن سرمويى شك و شبهه گنجد . فطرت انسان گواه هستى خدا ( ج ) است . شگفتى هاى نظام علويّات و سفليّات شهادت مىدهد كه شكل دهندهء پرزه هاى « 3 » اين كارگاه در بوتهء وجود به كارافكنندهء آن با منتهاى نظم و استوارى ، دستى نهايت نيرومند و
هامش
( 1 ) . جمع و جور كنند ، ( 2 ) . نتوانند حرفى بزنند ؛ ( 3 ) . پروژه هاى ، طرح هاى
تفسير كابلى (فارسى) — صفحة 353 | محمود حسن ديوبندى