تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير كابلى (فارسى) — صفحة 356

مساهمون:

ص٣٥٦
وَ لكِنَّ اللَّهَ يَمُنُّ عَلى مَنْ يَشاءُ مِنْ عِبادِهِ
و ليكن خدا نعمت مىدهد بر هركه خواهد از بندگان خود ؛ تفسير : درست است ؛ نه ما فرشته ايم ، و نه مخلوق ديگر ؛ بل « 1 » در بشريّت مانند شمائيم . آيا در ميان افراد بشر به اعتبار احوال و مدارج از زمين تا آسمان تفاوت موجود نيست ؟ شما نيز مشاهده مى كنيد كه خداوند بعضى را به اعتبار احوال جسمانى ، دماغى ، اخلاقى ، حياتى ، بر بعضى فضيلت داده ؛ پس اگر گفته شود كه خدا بعضى از بندگان خود را در اثر قابليّت فطرى و ملكات عالى و كمال روحانى و قرب باطنى به مقامى فايز گردانيده كه آن را مقام نبوّت يا منصب رسالت گويند ، در آن چه اشكال و استبعاد است ؟ ! دعواى نبوت مستلزم آن نيست كه ما خود را سواى بشر نوع ديگر دعوى مى كنيم « 2 » ؛ البتّه اين امر ثابت مىشود كه خداوند ( ج ) بر بعض بندگان احسان خاص مى فرمايد كه ديگران را از آن بهره نباشد .
وَ ما كانَ لَنا أَنْ نَأْتِيَكُمْ بِسُلْطانٍ إِلَّا بِإِذْنِ اللَّهِ وَ عَلَى اللَّهِ فَلْيَتَوَكَّلِ الْمُؤْمِنُونَ
( 11 ) و نيست ( ممكن ) ما را كه بياريم به شما حجّتى ؛ مگر به حكم خدا ؛ و بر خدا بايد توكل كنند مسلمانان . تفسير : اكنون باقى ماند مسئلهء آوردن سند ؛ ما به حكم پروردگار خويش از نخست اسناد نبوّت خود و آيات روشن آن را نشان داديم ؛ كما قال :
« جاءَتْهُمْ رُسُلُهُمْ بِالْبَيِّناتِ » ؛ *
هركه مى خواهد بپذيرد ، براى اطمينان وى بسيار كافيست ؛ امّا انجام مطالبات شما ، آن در قبضهء اختيار ما نيست ؛ و تصديق ما از روى دانش بر آن موقوف نمى باشد . خداوند ( ج ) بروفق حكمت خود هر سند و نشانى را كه بخواهد به شما مى نماياند . دولت ايمان به مشاهدهء آيات مطلوبه نصيب نمى شود ، و به عطاى خدا به دست مى آيد . پس بايد مؤمن به حضرت او توكّل نمايد . اگر شما قبول نكنيد ، و بر عداوت و ايذاى ما آماده باشيد ؛ پس توكّل ما بر
هامش
( 1 ) . بلكه ( 2 ) . ادّعا كنيم ؛ معرّفى كنيم ؛