الْكِتابِ
( 39 )
كتاب .
تفسير : هر حكمى را كه خواهد به مقتضاى حكمت خود منسوخ كند ، و هرچه را خواهد برقرار گذارد . قومى را محو و نابود نمايد ، و به جاى آن ديگرى بيارد . تأثير اسبابى را كه خواهد ، در موقعى برحال بماند ؛ و در موضعى تبديل كند . وعدهء را در صورت وجود شرايط مقرّره اش به اختيار خود ظاهر كند ؛ و اگر نخواسته باشد ، بنابر عدم وجود شرايط به ظهور نيارد . خلاصه ؛ هرگونه تغيير و تبديل و امحاء و اثبات ، و نسخ و تنفيذ ، مربوط به او ؛ و جميع دفاتر كه آن را « ام الكتاب » بايد ناميد ، در تصرّف اوست ؛ يعنى ، محيط علم ازلى از هر نوع تغيّر و تبدّل به كلى مبرّا و منزّه و مأخذ لوح محفوظ است .
حضرت شاه - رحمه اللّه - مى نويسد كه هرچيز در دنيا اسبابى دارد ؛ بعض اسباب ظاهر و بعضى پنهان مى باشد ؛ و تأثير اسباب يك اندازهء طبيعى دارد ، و دو قسم است ؛ يكى تغيير و تبديل دارد ، و ديگرى ندارد . تقديرى كه تبديل مىشود ، موسوم به « قضاى معلّق » يا « تقدير معلّق » است ؛ و آنكه تغيير نمى پذيرد « مبرم » گفته مىشود .
بعضى فضلا را در اثر احاديث و آثار در خصوص تبديل قضاى مبرم اشتباهاتى است كه اينجا گنجايش آن را ندارد . اگر خداى كريم توفيق داد ، در تفسير مستقل خواهيم نوشت ؛ انشاء اللّه تعالى . هو الموفّق و المستعان .
وَ إِنْ ما نُرِيَنَّكَ بَعْضَ الَّذِي نَعِدُهُمْ أَوْ نَتَوَفَّيَنَّكَ فَإِنَّما عَلَيْكَ الْبَلاغُ وَ عَلَيْنَا الْحِسابُ
( 40 )
و اگر نمائيم ترا بعض آنچه وعده مى كنيم به ايشان ، يا قبض روح تو كنيم ؛ ( پس جز اين نيست ) كه بر تو رساندن است ، و برماست حساب گرفتن .
تفسير : ما اختيار داريم كه بعض وعده ها را درحال حيات تو ايفا كنيم ، و بعضى را بعد