ذُرِّيَّةً وَ ما كانَ لِرَسُولٍ أَنْ يَأْتِيَ بِآيَةٍ إِلَّا بِإِذْنِ اللَّهِ لِكُلِّ أَجَلٍ كِتابٌ
( 38 )
فرزندان ؛ و نشايد هيچ پيغمبر را كه بيارد نشانه اى ، مگر به حكم خدا ؛ ( هر قضاى موّقت را نامه اى است ) هر وعده است نوشته شده .
تفسير : پيغمبر عربى را - صلّى اللّه عليه و سلّم - مبعوث نمودن ، و به او كتاب و احكام نو دادن ، چيزى شگفت نيست كه موجب اين قدر كج بحثى و حجّت آورى گردد . پيغمبران سابقه هم فرشتهء آسمانى نبودند و از باشندگان « 1 » زمين بودند . مى خوردند ؛ مى نوشيدند ؛ و لوازم خود را به دست خود تهيّه مى كردند ؛ عيال و اطفال داشتند . يكى از ايشان « 2 » نمى توانست كه نشان مطلوب مردم « 3 » را روى كار آرد ؛ بلكه مانند اين پيغمبر موجوده « 4 » در هرچيز منتظر اجازهء خدا مى بودند ، و محض « 5 » به تبليغ همان احكام و اظهار همان معجزه مى پرداختند كه اذن خدا بود . اذن خدا اين است كه حكم خدا ( ج ) مطابق و مناسب هر زمان و هر عصر جداگانه مى باشد و براى هرچيز موعدى مقرّرشده كه نه پيغمبر و نه فرشته مىتواند آن را تبديل دهد « 6 » . پس چون هر پيغمبر موافق احتياجات عصر خود احكام آورده ، و براى تصديق صداقت خود پابند خواهشات « 7 » مردم نبوده ؛ و خود را از حوايج بشريّه و علايق معاشرت پاك و مبرّا معرفى نكرده ، هرگاه در وجود محمّد - صلّى اللّه عليه و سلّم - نيز همان صفات ديده شود ؛ چه دليل براى انكار نبوّت او مى گردد .
يَمْحُوا اللَّهُ ما يَشاءُ وَ يُثْبِتُ وَ عِنْدَهُ أُمُّ
نابود مى سازد خدا هرچه را مى خواهد ؛ و ثابت كند هرچه خواهد ؛ و نزد اوست اصل
هامش
( 1 ) . ساكنان
( 2 ) . هيچيك از ايشان
( 3 ) . معؤزهء مورد درخواست مردم
( 4 ) . موجود ، حاضر
( 5 ) . فقط
( 6 ) . تبديل كند ، مبدّل سازد .
( 7 ) . خواهش هاى ، درخواستهاى