تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير كابلى (فارسى) — صفحة 338

مساهمون:

ص٣٣٨
تفسير : چنان كه در سابق كتاب هاى ديگر فرستاده شده ؛ درين عصر قرآن فرستاده شد كه بر معارف عظيم الشان و حكمت هاى بى مثال مشتمل ، و آخرين فيصله كنندهء حق و باطل است . چون كتاب هر پيغمبر به زبان خودش بوده ، به محمّد عربى هم قرآن عربى داده شد ؛ و بايد كتابى چنين جامع ، و داراى هرگونه منافع ، به زبانى فرودمى آمد كه نهايت فصيح و بليغ ، وسيع و جامع ، منضبط و پرمعنى ، با شان و شكوه است ؛ اگر آن را « ام الالسنة » و « ملكة اللغات » نام نهيم ، جا دارد .
وَ لَئِنِ اتَّبَعْتَ أَهْواءَهُمْ بَعْدَ ما جاءَكَ مِنَ الْعِلْمِ ما لَكَ مِنَ اللَّهِ مِنْ وَلِيٍّ وَ لا واقٍ
( 37 ) و اگر پيروى كنى خواهش هاى ايشان را ، بعد از آنچه آمده است به تو از علم ؛ نيست ترا از خدا هيچ ( كار سازنده ) حامى و نه نگاهدارنده . تفسير : انكار و ناخشنودى كسان را به قدر ذرّه اى اهمّيّت مده ! علم بزرگى را كه خدا ( ج ) به تو عطا كرده ، پيروى مى كن ؛ بالفرض كه « 1 » به خواهشات « 2 » اينها رفتار كنى ، كيست كه از عذاب و عقاب او تعالى نجات داده تواند « 3 » ؟ ! هر طالب حق مخاطب اين خطاب است ، و اگر تنها آن حضرت مخاطب آن باشد ، باز هم شامل عموميّت است ، كه « 4 » خطاب به پيغمبر ( ص ) و ابلاغ به ديگران است ؛ چنان كه نظائر آن در مواضع متعدّده گذشته است .
وَ لَقَدْ أَرْسَلْنا رُسُلًا مِنْ قَبْلِكَ وَ جَعَلْنا لَهُمْ أَزْواجاً وَ
و ( هرآئينه ) فرستاديم پيغمبران را پيش از تو ؛ و داديم ايشان را زنان و
هامش
( 1 ) . به فرض آنكه ( 2 ) . خواهش هاى ( 3 ) . بتواند نجات بدهد ؟ ! ( 4 ) . زيرا كه