مىتواند كسانى را كه اندك شرارت دارند ، همان دم تنبيه كرده سزا دهد ؛ آيا گنهگاران مى توانند خود را از عذاب او نجات داده ، بگريزند ؟ آيا آن بتان تراشيده از سنگ كه نه مى بينند و نه مى شنوند و نه در نفع و ضرر خود و ديگران كارى مى توانند ؛ مثل او تعالى شده مى توانند « 1 » ؟ ! شگفتا كه انسان باوجود چنين خداى توانا ، پيش چنان مخلوق عاجز و ناتوان سر خم كند ، و او را داراى اختيار خدائى بداند . بيشتر از اين ستمى نيست ، چيزهايى را كه از خود خبر ندارند شريك خدا ( ج ) گردانند ؛ ذاتى كه علمش به همه اشياء محيط ، و موصوف به جميع صفات كماليّه است . شما بدانيد هرچه آشكار و پنهان مى كنيد همه در علم اوست . از گستاخى هاى مشركانهء مردم بى خبر نيست . دير يا زود سزايشان را مىدهد .
قُلْ سَمُّوهُمْ
بگو : بيان كنيد نام هاى ايشان را ؛
تفسير : از نام و نشان آن شركاء خبر دهيد ! كسانى كه حيا دارند ؛ باوجود شنيدن صفات خداوند كه در فوق مذكور شد ، چگونه از سنگها نام مى برند ؟ ! و بالفرض نشرمند « 2 » ، و نام لات و عزّى را ببرند ؛ آيا شخص دانشمند به آن التفات خواهد كرد ؟ !
أَمْ تُنَبِّئُونَهُ بِما لا يَعْلَمُ فِي الْأَرْضِ
آيا خبر مى دهيد خدا را به آنچه نمى داند در زمين ؟
تفسير : خدا بر روى زمين شريكى براى خود نمى داند ؛ زيرا ، چيزى كه نباشد ، چگونه معلوم شود ؟ ! آيا شما چيزى نشان مى دهيد كه او نمى داند ؟ العياذ باللّه !
تنبيه : قيد « زمين » از آن جهت است كه اقامتگاه شركاء ( اصنام ) نزد بت پرستان زمين است . ابو حيّان مرجع ضمير « لا يعلم » كلمهء « ما » را مىداند ؛ يعنى ، به خدا ( ج ) نشان مى دهيد كه در خدائى با تو بتانى شريكند كه هيچ علم ندارند !
هامش
( 1 ) . مى توانند بشنوند ، باشند ؟ !
( 2 ) . به فرض آنكه شرم نكنند ،