الْحَكِيمُ
( 100 )
باحكمت .
تفسير : به تذكار احسانات الهى ( ج ) پرداخت ؛ و آنها را به تدبير لطيف الهى ( ج ) متوجّه گردانيد ؛ و گفت چگونه خداوند مرا از زندان نجات داد و حكمران مستقل گردانيد و نزاعى كه شيطان ميان من و برادرانم افكنده بود ، و اميد يك جا شدن نبود ، چگونه وسايل جمعيّت ما را فراهم نمود . از مصايب خود ذكرى به ميان نياورد ، و شكايتى نكرد ، و داستان برادران را چنان بيان كرد كه تجاوز و تقصير هيچيك از فريقين از آن محسوس نشود ؛ مبادا برادران به شنيدن خجل شوند ! اللّه اكبر ! جز پيغمبران ، كيست كه داراى اين همه خصايل ستوده باشد ؟ !
* رَبِّ قَدْ آتَيْتَنِي مِنَ الْمُلْكِ وَ عَلَّمْتَنِي مِنْ تَأْوِيلِ الْأَحادِيثِ
اى پروردگار من دادى ، مرا چيزى از پادشاهى ؛ و آموختى مرا از تعبير خواب ها ؛
تفسير : تأويل « الاحاديث » در ركوع اوّل اين سوره گذشت .
فاطِرَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ أَنْتَ وَلِيِّي فِي الدُّنْيا وَ الْآخِرَةِ تَوَفَّنِي مُسْلِماً
اى پيداكنندهء آسمانها و زمين ، توئى كارساز من در دنيا و آخرت ؛ بميران مرا مسلمان .