قالَ مَعاذَ اللَّهِ أَنْ نَأْخُذَ إِلَّا مَنْ وَجَدْنا مَتاعَنا عِنْدَهُ
گفت : پناه به خدا از آنكه بگيريم مگر كسى را كه يافته ايم متاع خود را نزد او ؛
تفسير : به خدا ( ج ) پناه كه بى سبب يكى را به جاى ديگرى گرفتار كنيم ! ما كسى را گرفتار مى كنيم كه متاع خويش را نزد وى يافته ايم ( و آن بنيامين است ، كه به حيث برادر عينى « 1 » نزد وى خواهد بود ) . به جاى
« إِلَّا مَنْ وَجَدْنا مَتاعَنا عِنْدَهُ »
، « الا من سرق » نگفت ؛ با وجودى كه « 2 » مختصر بود ؛ زيرا خلاف واقعه « 3 » مى شد .
إِنَّا إِذاً لَظالِمُونَ
( 79 )
هر آئينه ما آنگاه ستمگاران باشيم !
تفسير : اگر بى گناهى را به جاى گنهگارى گرفتار كنيم ، بروفق پندار و قانون شما ستمگار خواهيم بود .
فَلَمَّا اسْتَيْأَسُوا مِنْهُ خَلَصُوا نَجِيًّا قالَ كَبِيرُهُمْ أَ لَمْ تَعْلَمُوا أَنَّ أَباكُمْ قَدْ أَخَذَ عَلَيْكُمْ
پس چون نااميد شدند از وى ؛ تنها رفتند به خلوت ، مشورت كنان ؛ گفت بزرگ ايشان : آيا ندانسته ايد كه پدر شما ( هر آئينه ) گرفته است بر شما
هامش
( 1 ) . برادر تنى
( 2 ) . باوجود آنكه
( 3 ) . خلافواقع