تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير كابلى (فارسى) — صفحة 214

مساهمون:

ص٢١٤
پيغمبريد ، از آن برخوريد ؛ آنگاه ديگران را برخوردار گردانيد ؛ و چنين بوقوع پيوست . ابن كثير گويد : اشرف كتب ، در اشرف لغات به اشرف پيغمبران ، به سفارت اشرف فرشتگان ، فرودآمده ؛ و اين امر در اشرف بقاع ارض واقع شد ، و انزال آن در اشرف شهور سال يعنى در ماه رمضان ، آغاز گرديد ؛ تا من كل الوجوه كامل باشد .
نَحْنُ نَقُصُّ عَلَيْكَ أَحْسَنَ الْقَصَصِ بِما أَوْحَيْنا إِلَيْكَ هذَا الْقُرْآنَ وَ إِنْ كُنْتَ مِنْ قَبْلِهِ لَمِنَ الْغافِلِينَ
( 3 ) ما بيان مى كنيم بر تو نكوترين بيانى ، بدان جهت كه وحى نموديم ما بسوى تو اين قرآن را ؛ و هر آئينه تو بودى پيش از آن از بى خبران . تفسير : بوسيلهء وحى الهى ( ج ) كه به صورت قرآن بر تو فرودمى آيد ، بيانى نيكو در صورتى بس زيبا مى شنوانيم ؛ بيانى كه تو نيز مانند قوم خويش از آن بى خبر بودى . گويا ، اين واقعه پيش از اين در بايبل « 1 » و كتب تاريخ ، تنها به شكل افسانه مذكور بود ؛ قرآن قسمت هاى ضرورى و سودمند آن را چنان به ترتيب شگفت و اسلوب بليغ و مؤثّر بيان كرد ، كه نه تنها انسان را به قصور داستانسرايان باستان آگاه مى سازد ؛ بل جابه جا به نتايج بلند آن رهنمونى مىكند ، و در اثناى داستان ابواب علم و هدايت را بازمى نمايد . در ضمن احسن القصص ، انسان بر حقايق بى شمارى تنبيه مىشود « 2 » كه از آن جمله اينهاست : هيچ چيز مانع تقدير خدا ( ج ) شده نمى تواند « 3 » ؛ كسى را كه خدا مورد عنايت خويش قرار دهد ، اگر تمام جهان گردآيند ، نتوانند به تدابير ممكنه وى را از فضل الهى ( ج ) محروم نمايند ؛
هامش
( 1 ) . كتاب مقدّس ( 2 ) . هشدار داده مىشود ( 3 ) . نمى تواند بشود ، باشد ؛