طريق باعث نجات مردم شده ، طبعا سوى آن مى شتابد . فى الحقيقت ، در قرآن كريم ، قسمت قصص آن قدر مؤثّر و مذكّر واقع شده ، كه هركه را اندك آدميّت ، و ذرّه اى خوف خدا در دل باشد از شنيدن آن متأثر مىشود . راجع به قصص و بعضى مضامين ديگر كه در قرآن كريم مكرّر ديده مىشود ، ما در آغاز رسالهء « القاسم » مضمون مستقلّى نگاشته ايم ؛ ارباب ذوق مطالعه كنند .
وَ قُلْ لِلَّذِينَ لا يُؤْمِنُونَ اعْمَلُوا عَلى مَكانَتِكُمْ إِنَّا عامِلُونَ ( 121 ) وَ انْتَظِرُوا إِنَّا مُنْتَظِرُونَ
( 122 )
و بگو آنان را كه ايمان نمى آرند : كار كنيد بر حال خود ؛ هر آئينه ما نيز كار مى كنيم .
و انتظار كشيد ؛ هر آئينه ما نيز منتظريم .
تفسير : مضمون اين آيات در آغاز اين سوره گذشت . مطلب « 1 » اين است : اگر سخن مرا قبول نمى كنيد ، بهتر است شما بر عناد خود استوار باشيد ؛ من بر مقام خود استقامت ورزم ؛ شما براى من حوادث دهر را انتظار بريد ، و من منتظر انجام « 2 » بد شما هستم ؛ هرچه در پردهء غيب باشد ، به زودى آشكار مى گردد : « يتربصون بكم الدوائر ،
عَلَيْهِمْ دائِرَةُ السَّوْءِ »
« 3 » .
وَ لِلَّهِ غَيْبُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ إِلَيْهِ يُرْجَعُ الْأَمْرُ كُلُّهُ فَاعْبُدْهُ وَ تَوَكَّلْ عَلَيْهِ وَ
و خدايراست علم غيب آسمانها و زمين ؛ و بسوى او بازگردانيده مىشود كار ، همه آن ؛ پس عبادت كن او را ؛ و توكّل كن بر او ؛ و
هامش
( 1 ) . مقصود
( 2 ) . سرانجام
( 3 ) .وَ مِنَ الْأَعْرابِ مَنْ. .يَتَرَبَّصُ بِكُمُ الدَّوائِرَ . . . ،سورهء توبه ، آيهء 98 .