تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير كابلى (فارسى) — صفحة 209

مساهمون:

ص٢٠٩
وَ لَوْ شاءَ رَبُّكَ لَجَعَلَ النَّاسَ أُمَّةً واحِدَةً وَ لا يَزالُونَ مُخْتَلِفِينَ ( 118 ) إِلَّا مَنْ رَحِمَ رَبُّكَ
و اگر خواستى پروردگار تو ، البتّه گردانيدى مردمان را ( يك ملّت ) به يك راه ؛ و هميشه باشند اختلاف‌كنندگان . مگر آنكه رحمت كند پروردگار تو ؛ تفسير : چنان كه پيش تر باربار نوشته شده است ، حكمت تكوينى حضرت الهى ( ج ) مقتضى نيست كه مردم جهان را بيك راه روان كند ؛ پس هميشه در قبول و عدم قبول حق اختلاف موجود است ؛ و بعد از اين نيز دوام خواهد داشت . امّا ، در حقيقت ، كسانى نفاق و اختلاف مى نمايند كه مقابل « 1 » فطرت صريح و روشن ، حق را تكذيب مى كنند ؛ اگر همه بر وفق فطرت سليمه رفتار مى كردند اختلافى نمى ماند : بدين جهت ، به
« إِلَّا مَنْ رَحِمَ رَبُّكَ »
تنبيه شد كه كسانى كه خداوند ( ج ) بر آنها به طفيل حق پرستى شان رحم فرموده ، از اختلاف‌كنندگان مستثنا مى باشند .
وَ لِذلِكَ خَلَقَهُمْ وَ تَمَّتْ كَلِمَةُ رَبِّكَ لَأَمْلَأَنَّ جَهَنَّمَ مِنَ الْجِنَّةِ وَ النَّاسِ أَجْمَعِينَ
( 119 ) و براى اين آفريده ايشان را و تمام ( ثابت ) شد سخن پروردگار تو كه البتّه پر كنم دوزخ را از جن و مردمان ، همه آنها . مقصود از آفرينش دنيا اينست كه هرگونه صفات جماليّه و جلاليّهء حضرت كبريائى ظهور كند ؛ از اين جهت ، اختلاف مظاهر ضرورى است ؛ تا يك طائفه در پيشگاه مالك خويش وفا و اطاعت خود را نشان دهند ، و مظهر رحمت و رضوان و كرم و غفران او گردند ؛ اينها مصداق
هامش
( 1 ) . برعليه ، در برابر
تفسير كابلى (فارسى) — صفحة 209 | محمود حسن ديوبندى