تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير كابلى (فارسى) — صفحة 210

مساهمون:

ص٢١٠
« إِلَّا مَنْ رَحِمَ رَبُّكَ »
اند ؛ گروهى ديگر ، در اثر طغيان و عصيان خود ، مظهر صفت عدل و انتقام او شده به دوام حبس سزا داده شوند ؛ تا
« لَأَمْلَأَنَّ جَهَنَّمَ مِنَ الْجِنَّةِ وَ النَّاسِ أَجْمَعِينَ »
بر آنها تطبيق يابد . به هرحال ، مقصد تشريعى آفرينش عالم ، عبادت است :
« وَ ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ »
( الذاريات ، ركوع 3 ) ؛ و حكمت تكوينى اينست كه آنها كه مقصد تشريعى را به كسب و اختيار خويش انجام مى دهند ، و آنان كه انجام نمى دهند ، هردو طبقه به وجود آيند ؛ تا مظهر صفات جلالّيه و جمالّيه ، و به عبارت ديگر مورد لطف و قهر او شده توانند « 1 » .
در كارخانهء عشق از كفر ناگزير است * دوزخ كه را بسوزد گر بولهب نباشد
مظاهر لطف و كرم نيز ، به اعتبار مدارج استعداد و عمل ، مختلف مى باشد .
اختلافات بود زينت و زيب دنيا * رونق باغ همانا گل رنگارنگ است
وَ كُلًّا نَقُصُّ عَلَيْكَ مِنْ أَنْباءِ الرُّسُلِ ما نُثَبِّتُ بِهِ فُؤادَكَ وَ جاءَكَ فِي هذِهِ الْحَقُّ وَ مَوْعِظَةٌ وَ ذِكْرى لِلْمُؤْمِنِينَ
( 120 ) و هرچيز را مى خوانيم بر تو از اخبار پيغامبران ؛ آن چيز را كه ثابت مى گردانيم به آن دل تو را و آمده است به تو در اين سوره سخن درست ، و پندى ، و يادكردنى براى مسلمانان . تفسير : در بالا بسى از حكايات انبيا و رسل ذكر شد ؛ اكنون ، در خاتمهء سوره بر حكمى كه در آن قصص مذكور بود ، تنبيه مىشود ؛ يعنى حضرت پيغمبر ( ص ) چون واقعات « 2 » گذشته را مى شنود ، قلب فرخندهء وى بيش از بيش ساكن و مطمئن مى گردد ، و به امّت علم تحقيقى نصيب مىشود ؛ علمى كه در آن نصيحت و تذكير است . انسان چون مى شنود كه همنوعان وى در گذشته به كيفر گناه هلاك شده اند ، از آن اجتناب مى ورزد ؛ و چون مى بيند استقامت به فلان
هامش
( 1 ) . بتوانند بشنوند ، باشند . ( 2 ) . وقايع ، حوادث