تفسير : به صراحت گفتند : تو به دعواى صداقت خويش كدام « 1 » سند و دليل واضح نياورده اى هركه را خدا به مقام نبوّت فايز مى گرداند ، حتما سند تقرّر « 2 » او را عطا مىكند !
در حديث است ، با هر پيغمبر مبعوث ، چندان آيات واضح فرستاده شده كه مردم اگر خواهند ايمان آورده توانند « 3 » ؛ از اين رو ، هود - عليه السلام - يقينا نشانه هاى خويش را عرضه داد ؛ مگر « 4 » آنها ، از عناد و بى آزرمى گفتند : تو علامات واضح نياورده اى ! شايد مراد اين باشد ، نشانى كه آنها را به ايمان آوردن مجبور كند ، با خود نياورده بود . به هرحال ، ما تنها به گفتار تو نه از معبودان خود مى گذريم ؛ و نه به رسالت تو ايمان مى آريم !
إِنْ نَقُولُ إِلَّا اعْتَراكَ بَعْضُ آلِهَتِنا بِسُوءٍ
نمى گوئيم مگر آنكه رسانيده به تو بعض معبودان ما ضررى ؛
تفسير : تو كه اين همه خرافات مى گوئى ، تمام مردمان را جاهل وانموده ، دشمن خويش قرار مى دهى « 5 » ؛ پنداريم يكى از معبودان ما ترا آسيب رسانيده ، ديوانه و فاتر العقل كرده است ! تو كه از عبادت آنها مردم را بازمى گردانى ، و سخت نكوهش مى كنى ؛ كيفر كردار ترا دادند كه اكنون به آئين ديوانگان سخن مى رانى .
قالَ إِنِّي أُشْهِدُ اللَّهَ وَ اشْهَدُوا أَنِّي بَرِيءٌ مِمَّا تُشْرِكُونَ ( 54 ) مِنْ دُونِهِ فَكِيدُونِي
گفت : هر آئينه من گواه مى سازم خدا را ، و شما گواه باشيد ؛ هر آئينه من بيزارم از آنچه شما انباز مى گيريد !
بجز وى ، پس بدسگالى كنيد در حق من
هامش
( 1 ) . هيچ
( 2 ) . تقرير ، تأييد ، تثبيت
( 3 ) . نمى توانند ايمان بياورند ؛
( 4 ) . ليكن
( 5 ) . مى گردانى ؛