تفسير : قبول معجزات مطلوبهء آنها مصلحت نيست . بزرگترين معجزات يعنى قرآن روبروى آنهاست كه نمى پذيرند و مى گويند ساخته و پرداختهء توست ؛ معاذ اللّه بگو : شما نيز عربيد ، و مدّعيان فصاحت و بلاغت ؛ همه فراهم آئيد ، و ده سورت مانند قرآن پيش آريد ؛ و درين كار از همه آفريدگان ، بل « 1 » از معبودانى كه آنها را انباز خدا ( ج ) مى دانيد استعانت جوئيد اگر نتوانستيد و هرگز نمى توانيد پس بدانيد كه قرآن كلام حضرت آفريدگار است . كلامى كه همه مردمان از آوردن مثل آن عاجز آيند ، كلام خداست كه به علم كامل خويش بر پيغمبر ( ص ) فرودآورده . بدون شبهه ، چنان كه كلام او را مانندى نيست ، ذات و صفات وى نيز بى مثال و لا شريك مى باشد . پس اين كتاب بى نظير كلام خداست كه شريك و مثل ندارد . باوجود اين همه دلايل واضح ، براى قبول خدا ( ج ) و متابعت اسلام ، چه چيز را انتظار مى بريد .
تنبيه : تفصيل اعجاز قرآن اندكى در سورهء يونس - عليه السلام - گذشت . در اوّل با تمام قرآن تحدّى شده بود ؛ سپس با ده سورهء بعد از آن با يك سوره ؛ گويا ، عجز آنها به تدريج نمايان گرديد ؛ چنان كه در سورهء بقره و يونس گذشت .
مَنْ كانَ يُرِيدُ الْحَياةَ الدُّنْيا وَ زِينَتَها نُوَفِّ إِلَيْهِمْ أَعْمالَهُمْ فِيها وَ هُمْ فِيها لا يُبْخَسُونَ
( 15 )
هركه باشد او كه مى خواهد زندگانى دنيا و آرايش آن را ، به تمام رسانيم بسوى ايشان جزاى عمل ايشان را در دنيا ؛ و ايشان در دنيا نقصان داده نشوند .
تفسير : بعد از ثبوتى چنين روشن ، كسى كه به قرآن ايمان نيارد ، و به طريقى كه هدايت نموده رهسپر نشود ؛ حيات چندروزه و حشمت فناپذير دنيا را قبلهء مقصود گرداند ، و عملا براى آن جد و جهد كند ؛ اگر به ظاهر عمل صالحى را چون خيرات و غيره انجام دهد ، مقصودش حسن عاقبت و رضاى الهى ( ج ) نباشد و حصول متاع دنيا را در نظر گيرد ؛ براى چنين مردم ، يهود باشد يا نصارى ، يا مشرك يا منافق يا مسلمان دنياپرست مرائى ، توضيح مى گردد كه پاداش آنها در اين جهان داده مىشود ؛ اعمال و مساعى كه براى تحصيل دنيا مى نمايندد كمّيّت و
هامش
( 1 ) . بلكه