تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير كابلى (فارسى) — صفحة 134

مساهمون:

ص١٣٤
تفسير : اگر خداى بزرگ پس از مصيبت آسايش به انسان قسمت كند ، پندارد رنج‌هاى وى جاودانه به پايان رسيده و حوادث گذشته بازنمى گردد ؛ اين است آن وقتى كه انسان غافل و مغرور مىشود ، مى بالد و فخر مىكند ، و به ناز و نخوت راه مى رود ؛ حال آنكه بايد از ذكر گذشته شكر مى كرد . و در مقابل احسان الهى ( ج ) سر فرود مى آورد .
إِلَّا الَّذِينَ صَبَرُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ أُولئِكَ لَهُمْ مَغْفِرَةٌ وَ أَجْرٌ كَبِيرٌ
( 11 ) مگر آنان كه شكيبائى نمودند و كارهاى شايسته كردند ؛ آن جماعه ، ايشانراست آمرزش و مزد بزرگ . تفسير : از احوال عامّهء بشريت كه در بالا ذكر شده ، آن بندگان خدا ( ج ) مستثنا مى باشند كه مقابل رنج و مصيبت صبر و استقامت مى ورزند و هنگام امن و آسايش شكرگزارى و نيكوكارى مى كنند . اين گروه ، اولو العزم ، وفادار ، و سزاوار انعام و بخشش بزرگ‌اند .
فَلَعَلَّكَ تارِكٌ بَعْضَ ما يُوحى إِلَيْكَ وَ ضائِقٌ بِهِ صَدْرُكَ أَنْ يَقُولُوا لَوْ لا أُنْزِلَ عَلَيْهِ كَنْزٌ أَوْ جاءَ مَعَهُ مَلَكٌ إِنَّما أَنْتَ نَذِيرٌ
پس شايد كه تو ترك كننده باشى بعض آنچه وحى فرستاده مىشود بسوى تو ؛ و تنگ مىشود به آن سينهء تو ، از جهت آنكه مى گويند : چرا فرودآورده نشده بر وى گنجى ، يا چرا نيامده با او فرشته اى ؟ ! جز اين نيست كه تو بيم دهنده اى ؛
تفسير كابلى (فارسى) — صفحة 134 | محمود حسن ديوبندى