أَيُّهَا النَّاسُ إِنْ كُنْتُمْ فِي شَكٍّ مِنْ دِينِي
- الآية » . واضح است شك كنندگان ديگرانند كه پيغمبر ( ص ) عقايدى را به آنها بيان مى نمود كه همه غير متزلزل و راسخ بود ، و آنها شك مى كردند .
به هرحال ، در اين آيات به مخاطبان قرآن از زبان پيغمبر ( ص ) اين مسئله كه سرچشمهء مرض كفر و تكذيب « شك » مى باشد ، تنبيه مىشود . در وقايعى كه قرآن بيان كرده ، اگر كسى را شبهه دست دهد ، در علاج آن بشتابد ؛ يعنى از دانايان كتب پيشين تحقيق كند ؛ در آنها راستان و منصفان نيز مى باشند ؛ آنها توضيح مى دهند هرچه پيغمبر امّى بيان مىكند درست است ، و هرچه بر وى فرود آمده فرستادهء پروردگار و همه راست و درست بوده ، شك و تردّد « 1 » در آن راه ندارد . اگر شكوك بيهوده درمان نشود ، به روزگار فزونى مى گيرد ؛ به امتراء ( شك ) و از امتراء به سر حدّ تكذيب مى رسد ؛ و جز خساره « 2 » و بربادى « 3 » بازنيارد . پس از تكذيب ، يك مرتبهء ديگر نيز مى باشد . انسان چون در آن مقام رسد ، به دلش مهر نهاده مىشود ؛ و از دوام تكذيب « 4 » ، استعداد قبول حق سلب مىشود كسى كه كارش بدين جا كشد ، اگر تمام آيات قدرت را مشاهده كند ، ايمان نيارد ؛ مگر آنگاه كه عذاب اليم را مشاهده كند ، و يقين وى در آن وقت سودى نبخشايد . « 5 »
فائده : مراد از « كلمت ربك » ( سخن پروردگار تو ) غالبا « 6 » آنست كه جاى ديگر « 7 » خداوند ( ج ) فرمود :
« لَأَمْلَأَنَّ جَهَنَّمَ مِنَ الْجِنَّةِ وَ النَّاسِ أَجْمَعِينَ »
يعنى ، دوزخ را از جن مملّو مى گردانيم ! اينجا ، ذكر كسانى است كه بخت بد ، و سوء استعداد ، و نحوست اعمالشان ، اين سخن در علم الهى ( دربارهءشان ) ثابت شده .
فَلَوْ لا كانَتْ قَرْيَةٌ آمَنَتْ فَنَفَعَها إِيمانُها إِلَّا قَوْمَ يُونُسَ لَمَّا آمَنُوا كَشَفْنا عَنْهُمْ عَذابَ الْخِزْيِ
پس چرا نشد ديهى كه ايمان آرد ، پس سود كندش ايمان وى ؛ مگر قوم يونس ؛ چون ايمان آوردند ، برداشتيم از ايشان عذاب رسوائى را
هامش
( 1 ) . ترديد
( 2 ) . خسارت
( 3 ) . هلاكت
( 4 ) . به موجب دوام تكذيب ،
( 5 ) . نبخشد .
( 6 ) . ظاهرا
( 7 ) . سورهء هود ، آيهء 119 .