تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير كابلى (فارسى) — صفحة 118

مساهمون:

ص١١٨
فِي الْحَياةِ الدُّنْيا وَ مَتَّعْناهُمْ إِلى حِينٍ
( 98 ) در زندگانى دنيا ؛ و بهره مند ساختيم ايشان را تا مدّتى ؛ تفسير : از آن قرى كه به تكذيب انبيا و شرارت خويش مستوجب عذاب شدند ، هيچيك را موقع « 1 » ايمان آوردن نرسيد ، تا از عذاب الهى ( ج ) رستگار شود ؛ مگر قوم يونس - عليه السلام - كه ايمان آوردند ، و خويشتن را از آن عذاب آسمانى كه بر ايشان فرود آمدنى بود نجات دادند . خداوند ( ج ) به طفيل ايمان بلاى وارده را از ايشان دفع فرمود ، و تا هنگامى كه در اين جهان بودند آنها را از فوايد و بركات آن برخوردار گردانيد . مفسرين گويند : يونس - عليه السلام - در ديار موصل بسوى مردم نينوا مبعوث گرديده كه همه بت پرست بودند . يونس - عليه السلام - هفت سال به نصيحت مردم پرداخت مردم پند وى را پذيرا نشدند ، و هرروز در انكار و تكذيب افزودند . آخر ، يونس - عليه السلام - به ستوه آمد و به آنها آگهى داد كه اگر از تكذيب وى دست نه بردارند « 2 » ، عذاب خدا در مدّت سه روز بر آنها فرود مى آيد ! شب سوّم دررسيد ؛ يونس - عليه السلام - نيمى از شب گذشته ، از شهر خارج شد . سپيده دم آثار عذاب هويدا گرديد ابرى بس مهيب و سياه اطراف آسمان را فراگرفت . دود غليظ و تيره از آن برآمد ، و آهسته آهسته به خانه هاى مردم نزديك گرديد ، چندانكه فضاى منازل بكلّى تاريك شد . مردم از مشاهدهء اين آثار و علايم به هلاك خويش متيقن شدند ، و در جستجوى يونس - عليه السلام - افتادند . پيغمبر را نيافتند . همگان با زنان و كودكان حتى چارپايان از مشكو بصحرا شدند ، و با صفاى قلب به بارگاه الهى ( ج ) رجوع نمودند . از خوف به گريه و زارى درآمدند . به اخلاص و تضّرع خدا ( ج ) را خواندند . از چهار طرف آه و گريه بلند شد و همه فرياد برآوردند : آمنّا بما جاء به يونس » ( آنچه يونس ( ع ) با خود آورده بر آن ايمان آورديم ) . خدا ( ج ) بر تضرّع و گريهء آنها رحم كرد و آثار عذاب را برداشت . اقوال علماى سلف در اين باره دو نوع است . اكثر بر آن اند هنوز اصل عذاب را نديده بودند ؛ تنها علايم و آثار در نظرشان آمده بود ، و شرعا در اين وقت ايمان نافع مى باشد ؛ و مراد از « ايمان يأس » كه مقبول نمى باشد ، آنست كه اصل عذاب را مشاهده كنند ، و پس از آنكه در آن
هامش
( 1 ) . فرصت ( 2 ) . دست برندارند ،