تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير كابلى (فارسى) — صفحة 116

مساهمون:

ص١١٦
الْحَقُّ مِنْ رَبِّكَ فَلا تَكُونَنَّ مِنَ المُمْتَرِينَ ( 94 ) وَ لا تَكُونَنَّ مِنَ الَّذِينَ كَذَّبُوا بِآياتِ اللَّهِ فَتَكُونَ مِنَ الْخاسِرِينَ ( 95 ) إِنَّ الَّذِينَ حَقَّتْ عَلَيْهِمْ كَلِمَتُ رَبِّكَ لا يُؤْمِنُونَ ( 96 ) وَ لَوْ جاءَتْهُمْ كُلُّ آيَةٍ حَتَّى يَرَوُا الْعَذابَ الْأَلِيمَ
( 97 ) سخن درست از پروردگار تو ، پس مشو از شك آرندگان . و مباش از كسانى كه تكذيب كردند مر آيت هاى خدا را ؛ پس ميشوى از زيانكاران . ( هرآئينه ) آنان كه ثابت شد بر ايشان سخن پروردگار تو ايمان نيارند و اگر چه بيامد بديشان هرنشانه ؛ تا آنكه ببينند عذاب درددهنده را . تفسير : اين خطاب در ظاهر به پيغمبر است - عليه السلام - امّا ، در حقيقت شنوانيدن ديگران مقصود است ، آنان كه به شنيدن اين وقايع و حقايق بزرگ از زبان يك نفر امّى دچار حيرت مى شدند ، از جهل و تعصّب در واقعيت آن اظهار شك و تردّد « 1 » مى نمودند ؛ ورنه آشكار است آنچه را پيغمبر خود آورده ، چه سان در آن شك و تردّد كرده مى توانست « 2 » ؟ و چيزى كه جهان را بسوى آن مى خواند ، و بدان وسيله در دل هاى شنوندگان يقين پديد مى آورد ؛ يقينى كه از كوهها استوارتر بود ، باز آن را خود تكذيب مى نمود ؟ ! بعد از چند آيت آشكار مىشود كه :
« يا
هامش
( 1 ) . ترديد ( 2 ) . مى توانست شك و ترديد بكند ؟