عدّهء قليلى از جوانان بنى اسرائيل با آنكه از فرعونيان مى ترسيدند ، اسلام خود را اعلان كردند .
چند نفر از قبطيان هم ( كه از قوم فرعون بودند ) مشرّف به ايمان شدند . عاقبت ، چون رسوخ موسى - عليه السلام - و آوازهء حق رو به زيادت نهاد ، تمام بنى اسرائيل كه تقريبا به شش لك مرد بالغ مى شدند ، مسلمان گشتند . اينجا آغاز داستان بيان شده .
عَلى خَوْفٍ مِنْ فِرْعَوْنَ وَ مَلَائِهِمْ أَنْ يَفْتِنَهُمْ
باوجود ترس از فرعون و اشراف ايشان آنكه عذاب كند فرعون ايشان را ، تفسير : مراد از سرداران حكّام و عمال فرعون اند ، و يا مراد از آن سرداران بنى اسرائيل است كه از خوف و طمع و غيره قوم خود را از مخالفت فرعون مى ترسانيدند و تهديد مى كردند ؛ و مطلب « 1 » از عذاب نمودن اين است كه فرعون خبر ايمان آوردن آنها را بشنود و ايذاهاى سخت رساند تا ضعيف القلبان از آن مضطرب و متزلزل شده از راه حق بازگردند .
وَ إِنَّ فِرْعَوْنَ لَعالٍ فِي الْأَرْضِ وَ إِنَّهُ لَمِنَ الْمُسْرِفِينَ
( 83 )
و هر آئينه فرعون بلند مى رود ( غالب است ) در زمين ؛ و هر آئينه وى از حدگذرندگان بود .
تفسير : بى علّتى « 2 » نمى ترسيدند ؛ زيرا ، در آن هنگام نيروى مادّى فرعون در مملكت به اوج كمال رسيده ، ستمكارى و دشمنى و انكار حق و سركشى او از اندازه گذشته بود ؛ و در آزار ضعفا هرچه از دستش مى آمد دريغ نمى كرد .
وَ قالَ مُوسى يا قَوْمِ إِنْ كُنْتُمْ آمَنْتُمْ بِاللَّهِ فَعَلَيْهِ تَوَكَّلُوا
و گفت موسى : اى قوم من ، اگر ايمان آورديد به خدا ، پس بر وى توكّل كنيد ؛
هامش
( 1 ) . مقصود ، منظور
( 2 ) . بدون هيچ علّتى ، بدون علّت