الْمُفْسِدِينَ
( 81 )
تباهكاران را .
تفسير : بس است ؛ شما قوّهء انتهائى خود را صرف نموديد ؛ اكنون ببينيد كه خدا ( ج ) با قدرت و رحمت كاملهء خود تمام بازيچهء شما را چگونه تباه و بر باد مىكند كه ديگر صلاحيت مقابلهء مرا پيدا كرده نتوانيد « 1 » ؛ زيرا اين خلاف عادت و حكمت حضرت رب العزّت است كه در حين مقابلهء مفسد با مصلح ؛ وقتى كه مقصود از آن محض « 2 » اتمام حجت باشد كار مفسدان را اصلاح و استوار نمايد ، و كلمهء حق را پست و مغلوب كند .
وَ يُحِقُّ اللَّهُ الْحَقَّ بِكَلِماتِهِ وَ لَوْ كَرِهَ الْمُجْرِمُونَ ( 82 ) فَما آمَنَ لِمُوسى إِلَّا ذُرِّيَّةٌ مِنْ قَوْمِهِ
و ثابت خواهد كرد خدا حق را به احكام خود ؛ و اگرچه ناخوش دارند گناهكاران .
پس ايمان نياورد به موسى مگر اولاد قوم وى ؛
تفسير : بنى اسرائيل كه از مظالم و شدائد فرعونيان به جان آمده ، خوار و ذليل شده بودند ؛ مطابق پيشگوئى هاى قديم منتظر بودند كه « پيغمبر اسرائيلى » چه وقت مبعوث مىشود تا مظالم فرعون را خاتمه دهد و سلطنت او را براندازد ؟ ناگاه ، موسى - عليه السلام - عينا به همان شان « 3 » و جلالى كه آنها انتظار داشتند ، ظهور نمود ، بنابرآن « 4 » ، تمام بنى اسرائيل طبعا پيامبرى موسى - عليه السلام - را نعمت عظمى مى دانستند ، و از دل او را صادق مى انگاشتند ، و او را عزّت و توقير مى دادند « 5 » ، مگر « 6 » اكثر افراد از فرعون و اراكين « 7 » او هراسان بودند . لهذا . در ابتدا ( بطور شرعى ) ايمان نياوردند ، و وقت مناسبى را انتظار داشتند كه هنگام فيروزى حق ايمان آرند .
هامش
( 1 ) . نمى توانيد پيدا بكنيد ؛
( 2 ) . فقط
( 3 ) . شأن
( 4 ) . بنابراين ،
( 5 ) . احترام مى كردند ؛
( 6 ) . ليكن ، امّا
( 7 ) . جمع اركان ، امرا و اشراف