تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير كابلى (فارسى) — صفحة 92

مساهمون:

ص٩٢
تباهى و يا نقصان معتدّ به ) در دنيا و آخرت واقع نمى شود . بالفرض ، اگر ظاهرا در دنيا خسارت بر آنها عارض شود ، چون نتيجتا دربارهءشان ذريعهء مفاد عظيم است ، نمى توان آن را نقصان معتدّ به ناميد ؛ و اگر بنابر سبب دنيوى يا اخروى ، وقتى بر آنها خوف لا حق شود « 1 » ، منافى اين بيان نيست ؛ زيرا آيت محض « 2 » اين قدر خبر داده است كه بر آنها خوفى نيست ، نه اينكه هيچگاه به ايشان خوف لاحق نمى شود « 3 » . شايد بنابر همين نكته است كه بجاى « لا يخافون » كه با « لا يحزنون » مناسبت داشت ، به « لا خوف عليهم » تعبيرشده . به فكر من ، « لا يحزنون » به مستقبل تعلّق دارد ، يعنى هنگام موت و بعد از موت غمگين نمى شوند چنان كه در اين آيت :
« تَتَنَزَّلُ عَلَيْهِمُ الْمَلائِكَةُ أَلَّا تَخافُوا وَ لا تَحْزَنُوا »
( حم السجده ، ركوع 4 ) و نيز در آيت :
« لا يَحْزُنُهُمُ الْفَزَعُ الْأَكْبَرُ وَ تَتَلَقَّاهُمُ الْمَلائِكَةُ »
( الانبياء ، ركوع 7 ) ذكرشده ؛ و اللّه اعلم بمراده .
الَّذِينَ آمَنُوا وَ كانُوا يَتَّقُونَ
( 63 ) آنان كه ايمان آوردند و مى ترسيدند . تفسير : اينهمه ستايش « اولياء اللّه » مى باشد . يعنى ، مؤمن متّقى ولى خداست . پيش تر چندين جا معلوم شده كه ايمان و تقوى را مدارج بسيار است ؛ پس به اندازهء ايمان و تقوى يك مرتبه از مراتب ولايت به وى ثابت مىشود . باز ، چنان كه پول اندك هم ثروت است و پول زياد نيز ، امّا در عرف عام به كسى كه مالك پول اندك باشد ، توانگر اطلاق نمى كنند ، تا آنگاه كه مقدار معتد به ثروت نداشته باشد ؛ چنين است ايمان و تقوى كه هر مرتبهء آن شعبه اى از ولايت است ، و ازين جاست كه همه مؤمنان را مى توان فى الجمله « ولى » ناميد ، اما در عرف « ولى » كسى است كه درجهء خاص و ممتاز ايمان و تقوى در وى موجود باشد . در احاديث ، بعض علامات و آثار اين ولايت ذكرشده ؛ مثلا ، از ديدن اولياء انسان به ياد خدا ( ج ) مى افتد ؛ يا ايشان با مخلوق خدا بى شائبهء غرض ، محبّت مى داشته باشند . عرفاء هريك مطابق ذوق خود « ولى » را تعريف كرده اند ؛ تفصيل آن درين مختصر نمى گنجد .
هامش
( 1 ) . برسد ، ( 2 ) . فقط ( 3 ) . نمى رسد .