يَراكَ »
هيچ ذرّهء كوچك و اشياى بزرگتر و خردتر از آن در زمين و آسمان نيست كه از علم محيط خداى بزرگ غايب باشد ؛ بلكه تمام اين اشيا از علم الهى ( ج ) فرود آمده ، احوال ما كان و ما يكون در كتاب مبين ( لوح محفوظ ) ثبت است كه آن را در « عالم تدبير » بايد « صحيفهء علم الهى ( ج ) » ناميد .
چون كوچكترين چيزى در كاينات از علم الهى ( ج ) مخفى نيست ، معاملات و احوال مكذّبان و معاندان چگونه در پردهء خفا مستور مانده مىتواند ؟ ! اينها دربارهء روز جزا چنين انديشه ها داشته باشند ، امّا بدانند كه تمام اعمالشان خرد و كلان ، در حضور الهى موجود است ؛ در آنجا هيچ خيانت و دزدى كارگرشده نمى تواند ؛ هر عمل اجرى و هر كرده جزائى دارد . چنان كه احوال دشمنان در پيشگاه او روشن است ؛ بالمقابل جزئى ترين احوال دوستان هم در علم محيط او تعالى است . در آيت آتيه ، مژدهء مكافات آن داده شده .
أَلا إِنَّ أَوْلِياءَ اللَّهِ لا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَ لا هُمْ يَحْزَنُونَ
( 62 )
آگاه باش هر آئينه دوستان خدا ، هيچ ترس نيست برايشان ، و نه ايشان اندوهگين شوند .
تفسير : ابن كثير ، بنابر روايات حديث ، مى نگارد : « اولياء اللّه » ( دوستان خدا ) را در آخرت هيچ خوفى از اهوال محشر نبوده ، و از ترك دنيا غمگين نمى باشند . بعض مفسرين اين آيت را عام تر معنى مى كنند ؛ يعنى حوادث غم انگيز بر آنها نه در دنيا واقع مىشود و نه در آخرت ، و بر فوت هيچ مطلوبى مغموم نمى شوند ؛ يعنى از خوف ، نفى خوف حق ؛ و از غم ، نفى غم آخرت ؛ مراد نيست ، بلكه در دنيا مراد از نفى خوف و غم دنيوى است ، از قبيل مخالفت اعداء و غيره و اين بر مؤمنان كامل واقع نمى شود ، زيرا هميشه بر خدا اعتماد دارند ، و هيچيك از واقعات « 1 » تكوينى از حكمت خالى نيست ؛ بنابر استحضار اين اعتماد و اعتقاد ، هيچ خوف و غم بر آنها طارى نمى شود . نزد من ، مقصد
« لا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ »
اين است كه بر اولياء اللّه هيچ چيز مخوف ( مثل
هامش
( 1 ) . وقايع ، حوادث