تفسير : اين دو مرد نيكوكار عبارت از حضرت يوشع بن نون و كالب بن يوقنا است كه از خدا ( ج ) مىترسيدند ؛ لهذا از عمالقه و غيره خوف و هراس نداشتند .
هر كه ترسيد از حق و تقوى گزيد * ترسد از وى جنّ و انس و هركه ديد !
ادْخُلُوا عَلَيْهِمُ الْبابَ فَإِذا دَخَلْتُمُوهُ فَإِنَّكُمْ غالِبُونَ
درآييد برايشان به دروازه و چون درآييد پس هر آئينه شما غالب هستيد !
تفسير : همّت نموده تا دروازهء شهر خود را برسانيد ؛ خداى تعالى شما را ضرور « 1 » غالب مىگرداند ؛ خدا ( ج ) يار و مددكار كسى است كه خودش به خود امداد كند .
وَ عَلَى اللَّهِ فَتَوَكَّلُوا إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ
( 23 )
و بر اللّه توكّل كنيد ، اگر هستيد مؤمنان .
تفسير : واضح گرديد كه ترك اسباب مشروعه توكّل گفته نمىشود ؛ بلكه توكّل آنست كه براى حصول مقصد نيكو جهد و كوشش انتهائى به عمل آرد ، و براى مثمر و منتج شدن آن بر خدا ( ج ) توكّل كند و به كوشش خود مغرور و نازان نشود ؛ زيرا ، به واسطهء اوهام و پختن طمع خام اسباب مشروعه را ترك دادن ، توكّل نى بلكه تعطّل است .
قالُوا يا مُوسى إِنَّا لَنْ نَدْخُلَها أَبَداً ما دامُوا فِيها فَاذْهَبْ أَنْتَ وَ رَبُّكَ فَقاتِلا إِنَّا هاهُنا
گفتند : اى موسى بدان كه ما هرگز در نمىآييم آنجا ، هيچگاه ، مادامى كه ايشان در آنجايند ! پس برو تو و پروردگار تو ، پس جنگ كنيد ؛ بدرستى كه ما
هامش
( 1 ) . حتما