وَ جَعَلْنا قُلُوبَهُمْ قاسِيَةً يُحَرِّفُونَ الْكَلِمَ عَنْ مَواضِعِهِ
و گردانيديم دلهايشان را سخت ، مىگردانند كلام را از جاهايش ؛
تفسير : يعنى : در كلام خدا ( ج ) تحريف مىكنند ؛ گاهى در لفظ ، و گاهى در معنى ، و گاهى در تلاوت آن ؛ و اقسام تحريف در قرآن كريم و كتب حديث توضيح شده ، و تا يك اندازه بعض نصاراى اروپائى در عصر حاضر به اعتراف آن مجبور شدهاند .
وَ نَسُوا حَظًّا مِمَّا ذُكِّرُوا بِهِ
و فراموش كردند نفع گرفتن را از آن نصيحت كه پند داده شدهاند به آن ؛
تفسير : لازم بود كه از نصايح قيمتدارى كه در باب بعثت پيغمبر آخر زمان و ديگر مهمّات دينيّه در كتابهايشان مذكور بود ، استفاده مىكردند ؛ مگر « 1 » در دام غفلتها و شرارتها گرفتار آمده همه را فراموش نمودند ، بلكه چيزى را كه در نصيحت ضرور بود از بين بردند ، و اكنون به اقوال و نصايح مفيده كه به زبان حضرت خاتم المرسلين به آنها ياد داده مىشود دلهاى سخت ايشان متأثّر نمىشود .
حافظ ابن رجب حنبلى مىنويسد كه بسبب نقض عهد دو چيز از آن سر زد : يكى ملعونيّت ، و ديگر قساوت قلب ؛ و دو نتيجه از آن برآمد : يكى تحريف كتاب آسمانى ، و ديگر عدم استفاده از ذكر ؛ يعنى در اثر لعنت دماغ آنها ممسوخ گشت كه به كمال بىباكى و بىخردى به تحريف كتب سماويّه جرأت نمودند ، و از نحوست عهدشكنى دلهايشان سخت شد ؛ پس استعداد پذيرفتن سخن حقّ و نصيحت باقى نماند ، و بدين صورت قوّهء علمى و عملى هر دو از ايشان ضايع شد .
هامش
( 1 ) . ليكن