وَ مِنَ الَّذِينَ قالُوا إِنَّا نَصارى
و از كسانى كه گفتند خود را نصارى ،
تفسير : « نصارى » يا از لفظ « نصر » گرفته شده كه به معنى امداد است ؛ يا منسوب به قريهء « ناصره » است ؛ واقع در ملك شام كه حضرت عيسى در آن بود و باش داشتند ؛ ازين جهت ، ايشان را « مسيح ناصرى » مىگفتند ، و كسانى كه خود را نصارى مىگفتند گويا دعوى داشتند كه حامى و ناصر دين راست خدا و پيغمبران كرام و پيروان حضرت مسيح ناصرى ما مىباشيم ! با وجود دعوى زبانى و افتخار ظاهرى ، روشى كه در معاملهء دين داشتند در آينده ذكر مىشود .
أَخَذْنا مِيثاقَهُمْ فَنَسُوا حَظًّا مِمَّا ذُكِّرُوا بِهِ
گرفتيم پيمان ايشان را ، پس فراموش كردند حصّه از آنچه پند داده شدهاند به آن .
تفسير : از آنها نيز مانند يهود عهد گرفته شده بود ليكن آنها در عهدشكنى و بىوفائى كم از اسلاف خود نبودند ، و مانند آنها را نصائح قيمتدارى كه مدار فلاح و نجات ابديشان بود ، فايده نگرفتند ، بلكه در بائيبل « 1 » قسمتهاى مهمّ نصائح را كه مغز و جوهر دين بود به جا نگذاشتند .
فَأَغْرَيْنا بَيْنَهُمُ الْعَداوَةَ وَ الْبَغْضاءَ
پس برانگيختيم ميانشان دشمنى ظاهر و بغضى نهان ؛
تفسير : در بين خود نصارى يا در بين يهود و نصارى براى هميشه عداوتها و مخاصمهها برپا مىباشد ؛ نسيان و ضياع تعليمات آسمانى چنان كه مىبايست نتيجه داد ، يعنى نور وحى الهى ( ج ) را از دست دادند ، و در ظلمت اوهام و اهواء باهم بياويختند ، مذهب از ميان رفت و مناقشههاى مذهبى باقى ماند ، فرقههاى متعدّد پيدا شده در تاريكى باهم متصادم شدند ، و رفته رفته اين تصادم و فرقهبندى به شديدترين بغض و عداوت انجاميد ، بدون شبهه ، در بين مسلمانان
هامش
( 1 ) . كتاب مقدس