تفسير : در آيت ماقبل ، به مؤمنان امر شده بود كه از نعمتهاى حق تعالى و عهد و پيمان خود ياد كنيد ؛ امّا ، درينجا مىفرمايد كه تنها يادآورى زبانى كافى نيست ؛ بلكه مقصد اصلى اثبات آن در رنگ عمل است . در اين آيت ، تنبيه مىشود كه هرگاه براستى احسان بىشمار پروردگار را فراموش نكرده و بر عهد خود استواريد ، بايد به غرض اداى حقوق منعم حقيقى ، و راست گردانيدن عهد خويش ، هميشه آماده و كمر بسته باشيد ، و همينكه حكمى از طرف ولينعمتتان برسد ، بدون درنگ به تعميل آن « 1 » بذل همّت نمائيد ، و با موجوديّت ايفاى حقوق الهى ( ج ) در ايفاى حقوق مخلوق نيز جدّ و جهد و اهتمام نمائيد ، و چنان كه در
« قَوَّامِينَ لِلَّهِ )
به طرف حقوق اللّه و در
« شُهَداءَ بِالْقِسْطِ »
به حقوق عباد اشاره رفته است ، و در آخر
« وَ الْمُحْصَناتُ » *
هم گذشت ؛ و فرق محض « 2 » همين قدر است كه در آنجا
« بِالْقِسْطِ »
بر
« لِلَّهِ »
مقدّم شده و شايد سببش آن باشد كه در آنجا از دور ذكر حقوق العباد بوده ، و اينجا حقوق اللّه بيشتر تأكيد شده ؛ بنابرآن ، در آنجا تقديم
« بِالْقِسْطِ »
موزون ، و در اينجا تقديم
« لِلَّهِ »
مناسب شمرده شد . دليل ديگر اينكه در اينجا در لحاق ذكر معامله با دشمن مبغوض است كه يادآورى قسط با آن ضرورتر مىبايست ، و در لحاق سورة النساء ذكر چيزهاى محبوب و مرغوب است ، و بزرگترين محبوب كه
« اللَّهَ »
است اوّلتر ياد داده شده .
وَ لا يَجْرِمَنَّكُمْ شَنَآنُ قَوْمٍ عَلى أَلَّا تَعْدِلُوا
باعث نكند شما را دشمنى قوم بر آنكه انصاف نكنيد ؛
تفسير : غرض از « عدل » آنست كه با هريك به قدر استحقاق وى بدون افراط و تفريط معامله شود ، و ميزان عدل چنان به معيار مستقيم و صحيح باشد كه نه بزرگترين دوستىها و نه شديدترين دشمنىها هيچكدام نتواند كفّهء آن را سنگين گرداند .
اعْدِلُوا هُوَ أَقْرَبُ لِلتَّقْوى
عدل كنيد ؛ عدل نزديكتر است به تقوى ؛
تفسير : بازداشتن نفس از آنچه در شرع مهلك يا مضرّ مىباشد در دلها كيف خاصّ نورانى
هامش
( 1 ) . در جهت اجراى آن
( 2 ) . تنها