تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير كابلى (فارسى) — صفحة 52

مساهمون:

ص٥٢
تفسير : اكنون بعد از بيان احسانهاى عمومى ، بعضى احسانهاى خصوصى ياد مىشود ؛ يعنى : قريش مكّه و پيروانشان در اذيّت و آزار پيغمبر آخر الزمان ( ص ) و امحاى دين متين اسلام چقدر دست و پا زدند ؟ ! مگر « 1 » خداوند ( ج ) به فضل و رحمت خود دام تزويرشان را درهم گسست . پس مسلمانان بايد در اثر اين احسان عظيم ؛ با آنكه بر دشمنان غلبه و اقتدار داشته باشند از ظلم و تجاوز بر كنار مانند ؛ از جادهء عدل و انصاف تجاوز نكنند ؛ چنان كه در آيات گذشته از آن تأكيد شده است . ممكن است در دل كسى بگذرد كه در حقّ چنين دشمنان معاند تعليم اين قدر مدارا خلاف اصول سياست است ؛ زيرا ، احتمال آنست كه افراد بد باطن و اشرار ناهنجار از اين رفتار ملايم مسلمانان جرىتر شوند ؛ اين است كه براى رفع اشتباه خداى دانا مىفرمايد :
« وَ اتَّقُوا اللَّهَ ، وَ عَلَى اللَّهِ فَلْيَتَوَكَّلِ الْمُؤْمِنُونَ »
يعنى : بزرگترين سياست مؤمنان تقوى و توكّل على اللّه است ( از خدا ترسيدن و به حضرت او اعتماد داشتن ) . مقصود « ترسيدن از خدا ( ج ) » اين است كه در ظاهر و باطن در همه معاملات با او تعالى پاك و بىآلايش و در عهد و اقرار خود وفادار باشيد . بعد از آن به يارى خدا از كسى به شما خطرى متوجّه نمىشود ؛ و در آيت آينده ، براى عبرت قومى را حكايت مىكند كه از خدا ( ج ) نترسيده عهدشكنى و غدر نموده ، بودند و ذليل و خوار گرديدند .
وَ لَقَدْ أَخَذَ اللَّهُ مِيثاقَ بَنِي إِسْرائِيلَ
و هر آئينه گرفت خدا عهد از بنى اسراءيل ؛ تفسير : عهد گرفتن به امّت محمّديّه اختصاص ندارد ؛ بلكه از امّت‌هاى سابقه هم عهدها گرفته شده .
وَ بَعَثْنا مِنْهُمُ اثْنَيْ عَشَرَ نَقِيباً
و مقرّر كرديم از ايشان دوازده سردار تفسير : حضرت موسى ( ع ) از ميان قبائل دوازده‌گانهء بنى اسرائيل دوازده سردار منتخب فرمود . مفسرّان اسامى آنها را از تورات نقل كرده‌اند . فريضهءشان بود كه قوم خويش را در انجام
هامش
( 1 ) . ليكن