تفسير : حضرت پيغمبر - صلّى اللّه عليه و سلّم - هنگام مراجعت از تبوك جدا از لشكر اسلام از راهى عبور مىكرد كه بر فراز كوه واقع بود تخمينا دوازده تن از منافقان درحالىكه روهاى خويش را پوشيده بودند ؛ خواستند در تيرهگى شب به حضرت وى گزندى رسانند يا از كوه فرود افگنند حذيفه و عمار در موكب پيغمبر - صلّى اللّه عليه و سلّم - بودند ؛ عمار محصور شد و حذيفه چندان جنگ كرد كه روى شترانشان را باز گردانيد ؛ چون منافقان روهاى خويش را پوشيده بودند حذيفه و عمار آنها را نشناختند حضرت پيغمبر به حذيفه و عمار يكيك اسامى آنها را تشريح فرمود و امر كرد آن را اظهار نكنند در
« وَ هَمُّوا بِما لَمْ يَنالُوا »
اشارت است به اين واقعه نيّت ناپاكى كه آنها نمودند به فضل خدا انجام نشد بعضى علما گويند وقتى ميان لشكر اسلام نزاع افتاد منافقان كوشيدند نزاع مهاجر و انصار را دامن زنند امّا ، ناكام ماندند و حضرت پيغمبر آن را اصلاح فرمود چنان كه در سورهء « المنافقون » مىآيد .
وَ ما نَقَمُوا إِلَّا أَنْ أَغْناهُمُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ مِنْ فَضْلِهِ فَإِنْ يَتُوبُوا يَكُ خَيْراً لَهُمْ وَ إِنْ يَتَوَلَّوْا يُعَذِّبْهُمُ اللَّهُ عَذاباً أَلِيماً فِي الدُّنْيا وَ الْآخِرَةِ وَ ما لَهُمْ فِي الْأَرْضِ مِنْ وَلِيٍّ وَ لا نَصِيرٍ
( 74 )
و عيب نكردند مگر ازين كه توانگر كرد ايشان را اللّه و رسول او از فضل خود ؛ پس اگر توبه كنند ، باشد بهتر برايشان ؛ و اگر روگردانند از توبه ، عذاب كند ايشان را اللّه عذاب دردناك ، در دنيا و آخرت ، و نيست براى ايشان در زمين هيچ دوست و نه مددكار .
تفسير : به يمن دعاى پيغمبر - صلّى اللّه عليه و سلّم - خداوند ( ج ) آنها را توانگر ساخت از بار قرض فارغ شدند در اثر آميزش با مسلمانان از غنايم حصّه گرفتند ، بطفيل پيغمبر - صلّى اللّه عليه و سلّم - حاصلاتشان فراوان شد در مقابل اين همه احسانات با خدا ( ج ) و پيغمبر وى نفاق نمودند و به هر نوع گزند پيغمبر و مسلمانان تصميم گرفتند ، اكنون نيز به حال آنها بهتر است كه از سيّئات و نسيان احسان باز آيند