تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير كابلى (فارسى) — صفحة 591

مساهمون:

ص٥٩١
نياتشان را بهتر مىداند ؛ و از مشورتى كه با رفقايشان مىكنند كامل آگاه است و خدا خوب مىداند كه وعدهء
« لَنَصَّدَّقَنَّ وَ لَنَكُونَنَّ مِنَ الصَّالِحِينَ »
و زكات دادنشان از ترس و به چه نيّت بوده و چه در دل داشته‌اند .
الَّذِينَ يَلْمِزُونَ الْمُطَّوِّعِينَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ فِي الصَّدَقاتِ وَ الَّذِينَ لا يَجِدُونَ إِلَّا جُهْدَهُمْ فَيَسْخَرُونَ مِنْهُمْ سَخِرَ اللَّهُ مِنْهُمْ وَ لَهُمْ عَذابٌ أَلِيمٌ
( 79 ) آنان كه عيب مىكنند صدقه دهندگان را از مسلمانان در صدقات ، و آنان را كه نمىيابند مگر مشقّت خود را ؛ پس تمسخر مىكنند به ايشان ؛ جزا دهد خدا ايشان را به سخريهء ايشان ؛ و ايشانراست عذاب دردناك . تفسير : وقتى حضرت پيغمبر - صلّى اللّه عليه و سلّم - مسلمانان را ترغيب نمود كه صدقه دهند عبد الرحمن ابن عوف چهار هزار درهم يا دينار حاضر آورد ، عاصم بن عدى يكصد وسق خرما كه قيمت آن نيز به چهار هزار درهم بالغ مىشد تقديم نمود ؛ منافقان گفتند اينها به خودنمائى اين مبالغ را مىدهند يكى از بينوايان اصحاب ابو عقيل حجاب كه برنج و مشقت آمدنى اندكى داشت صاعى از تمر صدقه نمود ، منافقان به استهزاء شروع كردند و گفتند وى مىخواهد بينى خود را به خون بيالايد تا در زمرهء شهدا داخل شود از يك پيمانه خرماى او چه ساخته مىگردد ، خلاصه اگر اندك صدقه مىدادند يا زياد از جور زبان آنها نمىرستند يكى را طعنه مىدادند و آن ديگر را تمسخر مىكردند ،
« سَخِرَ اللَّهُ مِنْهُمْ »
يعنى خدا ( ج ) سزاى طعن و استهزاءشان را داد اگر به ظاهر روزى چند به آنها مهلت داده شد كه تمسّخر نمايند در حقيقت بنياد سعادتشان قطع مىشود و عذاب اليم آمادهءشان است .
تفسير كابلى (فارسى) — صفحة 591 | محمود حسن ديوبندى