شمشير ؛ زمانى به قلم ؛ نزد جمهور امّت در مقابل منافق ( كه لسانا به اسلام معترف است و از دل مسلمان نمىباشد ) جهاد بالسيف مشروع نيست و در عهد نبوت نيز چنين نشده ازين جهت لفظ جهاد در اين آيت به معنى عام مىباشد يعنى با زبان با شمشير با قلم به هرچه مصلحت باشد جهاد شود بعض علماء بر آناند كه اگر نفاق منافق تمام آشكار شود با وى نيز بايد به شمشير جهاد كرد ؛ بههرحال چون در غزوهء تبوك نفاق منافقين سرتاسر آشكار شد در اين آيت هدايت آمد كه نسبت به آنها به سختى رفتار كنند حضرت پيغمبر - صلّى اللّه عليه و سلّم - چون فطرت بس ملايم و مهربان داشت
« فَبِما رَحْمَةٍ مِنَ اللَّهِ لِنْتَ لَهُمْ وَ لَوْ كُنْتَ فَظًّا غَلِيظَ الْقَلْبِ لَانْفَضُّوا مِنْ حَوْلِكَ »
( آل عمران ، ركوع 17 ) و اين حكم از بارگاه الهى ( ج ) به وى شده بود كه
« وَ اخْفِضْ جَناحَكَ لِمَنِ اتَّبَعَكَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ »
( شعرا ، ركوع 11 ) و منافقان به ظاهر در زمرهء مؤمنان بودند حضرت پيغمبر دربارهء آنها نيز به عفو و مهربانى رفتار مىكرد امّا ، هنگامى كه در تبوك عناد و عداوت خويش را آشكار كردند و از ناموس حيا گذشتند فرمان خدا ( ج ) به پيغمبر در رسيد كه اكنون با منافقان به سختى رفتار كند اين بدكاران به نرمى و ملايمت راه حق را نمىپذيرند .
يَحْلِفُونَ بِاللَّهِ ما قالُوا وَ لَقَدْ قالُوا كَلِمَةَ الْكُفْرِ وَ كَفَرُوا بَعْدَ إِسْلامِهِمْ
قسم مىخورند به اللّه كه نگفتند ( آنچه به تو رسيده ) و بىشك گفتند كلمهء كفر و ( علانيه ) كافر شدند بعد از ( اظهار كردن ) اسلام خود ؛
تفسير : منافقان در نهان به پيغمبر - صلّى اللّه عليه و سلّم - و دين فرخندهء اسلام اهانت مىكردند چنان كه در سورهء « المنافقون » ذكر مىشود و هرگاه يكى از مسلمانان سخنانشان را به حضور پيغمبر - صلّى اللّه عليه و سلّم - ابلاغ مىنمودند به تكذيب وى برمىخاستند و سوگندها مىخوردند كه حرفى از آن به زبان نياوردهاند خداوند ( ج ) راويان مسلمان را تصديق مىكند و مىفرمايد اين سخنان از زبان منافقان برآمده و بعد از دعواى اسلام نسبت به پيغمبر - صلّى اللّه عليه و سلّم - و دين مبارك او كلماتى گفتهاند كه جز به زبان منكران راست نمىآيد .
وَ هَمُّوا بِما لَمْ يَنالُوا
و قصد كردند به آنچه نيافتند ؛