تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير كابلى (فارسى) — صفحة 567

مساهمون:

ص٥٦٧
وَ لكِنْ كَرِهَ اللَّهُ انْبِعاثَهُمْ فَثَبَّطَهُمْ وَ قِيلَ اقْعُدُوا مَعَ الْقاعِدِينَ
( 46 ) و ليكن ناپسند داشت اللّه قيام ايشان را ، پس بازداشت ايشان را و گفته شد : بنشينيد با نشستگان ! تفسير : ايشان هرگز اراده ندارند كه از خانه بيرون شوند اگر چنان بودى اندك تهيّه نمودى و به شنيدن حكم جهاد ، بىدرنگ پاى در راه گذاشتى ؛ و عذرهاى نامعقول پيش نياوردى ! در حقيقت خدا شركت آنها را در اين امر نپسنديده ؛ اگر مىرفتند فتنه بر پا مىكردند و فساد مىانگيختند ؛ اگر نروند ، بر ايشان آشكار شود كه مؤمنين به تأييد و فضل خداوند ( ج ) از ايشان هيچ باك ندارند ؛ اين بود كه خدا ( ج ) ايشان را از صف مجاهدين بيرون گذاشت و بال كار ايشان مرايشانراست گويا ، تكوينا به ايشان گفته شد كه برويد و با زنان و كودكان و بىكاران و ناتندرستان در خانه بياسائيد ! و پيغمبر خدا - صلّى اللّه عليه و سلّم - كه در جواب عذرهاى كاذبهء آنها اجازه داد كه در خانه آرام گيرند اين نيز يك نوع امر خدا ( ج ) مىباشد لهذا به قيد تكوين هم ضرورتى نمىماند .
لَوْ خَرَجُوا فِيكُمْ ما زادُوكُمْ إِلَّا خَبالًا وَ لَأَوْضَعُوا خِلالَكُمْ يَبْغُونَكُمُ الْفِتْنَةَ
اگر بيرون مىشدند در ميان شما ، نمىافزودند در شما مگر فساد ، و هر آئينه مىتاختند ( به فساد و نميمه ) در ميان شما ، مىطلبيدند برايتان فتنه را ؛ تفسير : اگر با شما مىآمدند ؛ چون جبون و نامرد بودند ديگران را نيز هراسان مىكردند ؛ ميانه‌هاى مؤمنان را برهم مىزدند ، غمازى مىكردند ، در نفاق مسلمين مىكوشيدند به افواه دروغى ايشان را از دشمن به هراس مىافگندند ، از وجود نحسشان اميد خير و نكوئى نبود ، از ايشان شر و خرابى برمىخاست و فتنه برپا مىشد اين بود كه خدا ( ج ) به ايشان توفيق رفتن ارزانى نفرمود .