أَنْ يُجاهِدُوا بِأَمْوالِهِمْ وَ أَنْفُسِهِمْ وَ اللَّهُ عَلِيمٌ بِالْمُتَّقِينَ ( 44 ) إِنَّما يَسْتَأْذِنُكَ الَّذِينَ لا يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ وَ ارْتابَتْ قُلُوبُهُمْ فَهُمْ فِي رَيْبِهِمْ يَتَرَدَّدُونَ
( 45 )
ازين كه جهاد كنند به مالهاى خود و نفسهاى خود ؛ و اللّه داناتر است به ترسندگان . جز اين نيست كه رخصت مىطلبند از تو آنان كه ايمان ندارند به اللّه و به روز آخر ، و شك كرده دلهاى ايشان پس ايشان ، در شكّ خود سرگردانند .
تفسير : كسانى كه دلهايشان به ايمان و تقوى روشن است ايشان را نسزد كه بهانه كنند و از جهاد كنار جويند اجازه خواهند آنچه مرايشانرا سزاوار است در آخر اين پاره بيايد
« تَوَلَّوْا وَ أَعْيُنُهُمْ تَفِيضُ مِنَ الدَّمْعِ حَزَناً أَلَّا يَجِدُوا ما يُنْفِقُونَ »
يعنى اگر افلاس و غيره ايشان را از شرف جهاد فى سبيل اللّه بىبهره سازد دلهايشان بىقرار و چشمانشان پر سرشك گردد رفتار ننگينى كه از جهاد كناره مىجويند و اجازهء نرفتن مىطلبند شيوهء طايفهاى است كه بر وعدههاى كردگار يقين ندارند و زندگى آخرت را نمىشناسند و در بشارتهاى خدا ( ج ) به پيروزى اسلام و مسلمين به نظر شكّ مىنگرند .
وَ لَوْ أَرادُوا الْخُرُوجَ لَأَعَدُّوا لَهُ عُدَّةً
و اگر اراده مىداشتند بيرون شدن را ، هر آئينه تيار مىكردند بر آن اسباب ؛