تفسير : يا پيش از بيرون آمدن به سوگند و حيل پردازند تا در مدينه بمانند يا هنگام بازگشتنت به دروغ قسم ياد كنند و بدينگونه نفاق خويشتن را بپوشند مگر « 1 » دروغ و نفاقشان به هيچ گونه از خدا پنهان نماند ، فريب ، دروغ و نفاقشان عاقبت و بال جان اوشان « 2 » است .
عَفَا اللَّهُ عَنْكَ لِمَ أَذِنْتَ لَهُمْ حَتَّى يَتَبَيَّنَ لَكَ الَّذِينَ صَدَقُوا وَ تَعْلَمَ الْكاذِبِينَ
( 43 )
عفو كناد خدا از تو ؛ چرا رخصت داديشان را ، تا اينكه آشكارا مىشدند به تو آنان كه راست گفتند : و مىدانستى دروغگويان را !
تفسير : منافقين چون به دروغ و عذرهاى نامقبول مىپرداختند ، و اجازه مىخواستند در مدينه بمانند رسول - صلّى اللّه عليه و سلّم - از آن اغماض مىكرد و مىدانست كه از همراهى ايشان جز فساد نيايد پس اجازه مىداد حضرت بارى فرمود كه اگر اجازه نمىدادى بهتر بود . زيرا ، آشكار مىشد كه نرفتنشان موقوف به اجازهء تو نبوده است ايشان را به هيچ صورت توفيق رفتن در بهره نبود « 3 » ؛ دروغ و راستشان در نزد تو هويدا مىگرديد . از سياق كلام بيرون مىآيد كه دادن اجازه گناه نبود ، امّا نادان « 4 » به اعتبار مصلحت بهتر بوده است چون ترك افضل شده بود خطاب « عفا اللّه عنك » آغاز گرديد ضرور نيست كه كلمهء عفو هماره در برابر گناه باشد . بعض محققان جمله « عفا اللّه عنك » را چنان كه در محاورهء عرب شايع بود در صدر كلام ، خاصّ براى دعا و تعظيم قرار دادهاند ؛ امّا ، از سلف منقول آن است كه پيشتر بيان كرديم و لفظ « لم اذنت لهم » آن را تأييد مىكند و اللّه اعلم .
لا يَسْتَأْذِنُكَ الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ
نمىخواهند اذن از تو آنان كه ايمان دارند به اللّه و به روز آخر ( در تخلّف )
هامش
( 1 ) . ليكن ،
( 2 ) . ايشان
( 3 ) . در نصيب نبود ؛
( 4 ) . ندادن