اين غار چند ميل دور از مكّه و صخرهاى بود ميان ته در كمر كوه بلندى كه راه تنگ داشت و جز به خزيدن كس در آن داخل شده نمىتوانست ، نخست ابو بكر رفت . غار را رفت و سوراخها را به پارچههاى جامه بست تا از گزند گزندگان مأمون باشد . مگر « 1 » يك سوراخ باقى ماند آنگاه بر روى آن پا گذاشت و آن حضرت را بدرون خواند پيغمبر - صلّى اللّه عليه و سلّم - سرش را بر زانوى صديق گذاشت و آرام كرد .
مارى پاى صديق ( رض ) را گزيد امام صديق نجنبيد تا آرامش پيغمبر را خلل نرساند . چون پيغمبر - صلّى اللّه عليه و سلّم - چشم گشود و آگاه گرديد از رطوبت دهن بر محل گزيدگى نثار كرد در حال درد رفع و شفا حاصل شد . كافران قايف ( پىشناس ) معروفى را گماشتند و به جستجوى پيغمبر پرداختند ، قايف به غار ثور پى برد قدرت خداوند ( ج ) به حمايت رسول پرداخت عنكبوتى در مدخل غار تارى تنيد ، كبوتر صحرائى آشيان بست و بيضه گذاشت ، چون مردم آن را ديدند ، قايف را دروغگو خواندند و گفتند اين خانهء عنكبوت چنان مىنمايد كه پيش از پيدايش محمّد - صلّى اللّه عليه و سلّم - آن را تنيده باشد اگر كسى در غار داخل مىشد نه تار و نه تخمى برجا مىماند . ابو بكر ( رض ) از درون بيرون را مىنگريست و پاهاى كافران مىديد ، انديشناك بود كه مبادا ذات پيغمبر - صلّى اللّه عليه و سلّم - را كه از جان محبوبتر مىدانست و هر چيز را فداى او كرده بود دريابند ، هراسيد و گفت : « يا رسول اللّه » اگر اين مردم اندكى خم شوند و به پاى خود نگرند ما را خواهند ديد » آن حضرت - صلّى اللّه عليه و سلّم - فرمودند : « اى ابو بكر ! دربارهء آن دو تن كه سوّمشان اللّه است چه مىانديشى چون خدا با ما باشد از كه بهراسيم » ، خدا ( ج ) سكون و اطمينان خاصّ بدل پيغمبر بخشوده بود و پيغمبر بدان قلب سليم ابو بكر ( رض ) را آرام ساخت خدا ( ج ) لشكر فرشتگان را به حفاظت آنان گماشته بود ، اين عنايت تأييد غيبى بود كه خانهء عنكبوت را كه « اوهن البيوت » گفتهاند بيشتر از قلاع محكم سبب حفظ و امن گردانيد ، خدا ( ج ) تجويز كافران را برهم زد و تدبيرشان را به خاك يكسان گردانيد ، رسول خدا - صلّى اللّه عليه و سلّم - سه روز در غار ثور گذرانيد و آنگاه آهنگ مدينه كرد و به سلامت بدانجا رسيد بلاشك بلندى و علا مر خداى تعالى راست كه بر همه غالب است و هيچ كارش از حكمت خالى نيست .
تنبيه : برخى از
« وَ أَيَّدَهُ بِجُنُودٍ لَمْ تَرَوْها »
نزول فرشتگان را دربهدر و حنين و غيره مراد گرفتهاند مگر « 2 » ظاهر همان است كه بيان كرديم و اللّه اعلم .
انْفِرُوا خِفافاً وَ ثِقالًا
برآئيد ( براى جهاد ) سبكباران و گرانباران .
هامش
( 1 ) . امّا ،
( 2 ) . امّا ،