تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير كابلى (فارسى) — صفحة 509

مساهمون:

ص٥٠٩
بالِغُوهُ إِذا هُمْ يَنْكُثُونَ »
( اعراف ، ركوع 16 ) ؛ و در عهد فرخندهء نبوى ، عادت يهود بنى قريظه اين بود كه با حضرت پيغمبر - صلّى اللّه عليه و سلّم - عهد مىبستند كه ما به مشركين مكّه امداد نمىرسانيم ! سپس به آنها كمك مىكردند ، و مىگفتند : ما عهد را فراموش كرده بوديم ! بارها چنين مىكردند . آينده ، بيان مىشود كه با چنين غدّاران چه بايد كرد .
فَإِمَّا تَثْقَفَنَّهُمْ فِي الْحَرْبِ فَشَرِّدْ بِهِمْ مَنْ خَلْفَهُمْ لَعَلَّهُمْ يَذَّكَّرُونَ ( 57 ) وَ إِمَّا تَخافَنَّ مِنْ قَوْمٍ خِيانَةً فَانْبِذْ إِلَيْهِمْ عَلى سَواءٍ إِنَّ اللَّهَ لا يُحِبُّ الْخائِنِينَ
( 58 ) پس اگر بيابى ايشان را در جنگ ؛ پس متفرّق ساز به سبب ( كشتن ) ايشان آنان را كه پس پشت ايشان باشند ؛ تا ايشان پندپذير شوند . و اگر بترسى از گروهى خيانت را ؛ پس بازگردان بسوى ايشان عهد ايشان را ، به نوعى كه همه برابر شوند ( در علم به نقض عهد ) ؛ هر آئينه خدا دوست نمىدارد خيانت‌كنندگان را . تفسير : اگر اين خيانتكاران غدّار پيمانى را كه بسته‌اند علانيه پشت سرافگنند ، و در مقابل پيغمبر به جنگ آيند ، به آنها چنان سخت سزا بايد داد كه اخلاف و نسل‌هاى آينده را نيز مايهء عبرت باشد ، و ديگر به نقض عهد جرأت نتوانند . قومى كه آشكارا خيانت نمىورزند ، امّا ، از قرائن و آثار هويدا مىشود كه در صدد شكستن پيمان‌اند ؛ پيغمبر مجاز است كه اگر مصلحت داند پيمان آنها را نپذيرد ، و به آنها از فسخ عهدشان اطّلاع دهد ، و بعد از آن هرچه مناسب داند به