تفسير : اين افتخار به مسلمانان اختصاص دارد ؛ يعنى : مسلمانان مخلص را كه براى اداى حجّ و عمره مىآيند تعظيم و احترام كنيد ، و در راه آنها توليد مشكلات منمائيد . مشركانى كه به غرض اداى حج مىآمدند ، اگر آنها نيز در اين حكم عمومى داخل شوند ، زيرا « 1 » آنها نيز به عقيده و زعم خويش فضل و قرب و خشنودى خدا را جويا مىشدند ؛ پس بايد گفت كه اين حكم پيش از نداى
« إِنَّمَا الْمُشْرِكُونَ نَجَسٌ فَلا يَقْرَبُوا الْمَسْجِدَ الْحَرامَ بَعْدَ عامِهِمْ هذا »
كرده شده بود . « 2 »
وَ إِذا حَلَلْتُمْ فَاصْطادُوا
و چون از احرام برآئيد ، پس شكار كنيد ؛
تفسير : نهى از شكار كه در حال احرام شده بود ، بعد از گشودن احرام باقى نماند « 3 » .
وَ لا يَجْرِمَنَّكُمْ شَنَآنُ قَوْمٍ أَنْ صَدُّوكُمْ عَنِ الْمَسْجِدِ الْحَرامِ أَنْ تَعْتَدُوا
و باعث نكند شما را دشمنى قوم ، كه باز مىداشتند شما را از مسجد الحرام ، بر تجاوز كردن از حدّ ؛
تفسير : مشركان مكّه در سال ششم هجرت تمام شعائر مذكورهء آيت گذشته را كه حق تعالى معظّم و محترم قرار داده بود ، اهانت كردند . حضرت رسول اللّه ( ص ) و تقريبا يك نيم هزار صحابه « 4 » را كه در ماه ذيقعده خاص به غرض اداى عمره « 5 » از مدينهء منوّره روان شده بودند ، چون به مقام « 6 » حديبيّه رسيدند ، از به جا كردن « 7 » وظيفهء دينى مانع آمدند ؛ نه احترام احرام را كردند ، و نه حرمت كعبه را نگاه داشتند ، و نه ماه محترم و هدى و قلائد را لحاظ نمودند . مسلمانان
هامش
( 1 ) . بدان علّت است كه ، به اين دليل است كه
( 2 ) . صادر شده بود .
( 3 ) . برداشته شد .
( 4 ) . پانصد تن از صحابه
( 5 ) . تنها به منظور اداى عمره
( 6 ) . منزل
( 7 ) . به جاى آوردن