وَ لَا الشَّهْرَ الْحَرامَ
و نه ماه حرام را ؛
تفسير : ماه حرام چهار است :
« مِنْها أَرْبَعَةٌ حُرُمٌ »
( ركوع پنجم ، سورهء توبه ) ؛ ذو القعده و ذو الحجّه و محرّم و رجب . و احترام اين چهار ماه آن است كه نسبت به ديگر ماهها در آن نيكوئى و تقوى بيشتر كنند ، و از شرّ و فساد جلوگيرى نمايند ؛ خصوصا ، حجّاج را آزار ندهند ، و از حج مانع نيابند . « 1 » اگرچه نيكوئى و تقوى در دوازده ماه واجب است ، امّا در اين ماههاى محترم بطور مخصوص تأكيد فرموده شد ؛ مگر تعرّض و تهاجم در مقابل دشمنان اسلام ، مذهب جمهور است ، بلكه ابن جرير در اينباره اجماع را نقل مىكند كه درين ماهها ممانعت باقى نمانده ؛ و تفصيل آن در سورهء توبه مىآيد ، انشاء اللّه تعالى .
وَ لَا الْهَدْيَ وَ لَا الْقَلائِدَ
و نه حيوانى را كه نياز كعبه شده ، و نه آنچه قلاده در گردن او اندازند ؛
تفسير : « قلائد » جمع « قلاده » و بمعنى طوق و گلوبندى است كه در گلوى حيوان « هدى » به طور نشان بسته مىكردند ، « 2 » تا آن را حيوان هدى شناخته به وى غرضدار نشوند ، و نيز بينندگان را به اين عمل ترغيب « 3 » شود ، اين است كه قرآن كريم نيز حرمت اين چيزها را برقرار داشته ، به سبب داشتن اين علامت ، تعرّض به هدى را ممنوع قرار داده است .
وَ لَا آمِّينَ الْبَيْتَ الْحَرامَ يَبْتَغُونَ فَضْلًا مِنْ رَبِّهِمْ وَ رِضْواناً
و نه آيندگان بيت الحرام را ، كه ميطلبند فضلى از پروردگار خود و خشنودى او را ؛
هامش
( 1 ) . مانع نشوند .
( 2 ) . به عنوان نشان مىبستند .
( 3 ) . بينندگان به اين عمل ترغيب شوند ؛