عموما جزئيّات و متعلّقات اين واقعه بيان شده .
بعضى عقيده دارند كه حضرت پيغمبر ( ص ) از اوّل به مقابلهء سپاه مشركان كه به قصد هجوم بر مدينه روان بودند ، برآمده بود ؛ و هيچگاه اراده نداشت كه بر كاروان تجارتى قريش حمله نمايد . ارباب اين عقيده در حقيقت مىخواهند تمام ذخاير حديث و سير و ارشادات قرآنى را فداى مجعولات خود نمايند ! ما نمىدانيم اين چه منطق است كه به كفّار محارب ، يعنى به آنان كه جان و مال مسلمانان از دستبردشان محفوظ نمانده و نمىماند ، رسانيدن زيان بدنى جايز شمرده شود ، و زيان مالى و تجارتى خلاف تهذيب و انسانيّت شمرده شود ؛ يعنى ، حيات « 1 » آنها در اثر ظلم و شرارت و كفر و طغيانشان محفوظ نيست « 2 » ، ولى اموالشان بايد محفوظ بماند . گويا ، اگر از حيات بىنصيب شدند ، باك ندارد ؛ ولى از وسايل حيات محروم نشوند ؛ ان هذا الّا شىء عجاب !
امّا ، اين مسئله ، كه كسانى كه بر مسلمانان حمله نكنند ، بر آنها بر منطوق
« وَ قاتِلُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ الَّذِينَ يُقاتِلُونَكُمْ »
حمله جايز نيست ؛ اين هم قطع نظر از اينكه با واقعهء موجوده ربطى ندارد ؛ زيرا ، اوّل ، كافران مكّه به مسلمانان هر نوع مظالم و حملات نموده بودند ، و آينده نيز به آنها تهديد مىكردند ؛ بلكه در اينباره به ديگران نيز همدستى داشتند ، و مراسلات مىفرستادند ؛ فىنفسه نيز صحيح نيست ؛ چه اين آيت در ابتداى هجرت فرود آمده بود ، و پس از آن آيات ديگر فرود آمد كه در آن بهطور مطلق قتال حكم شده ، و اين هم قابل غور است كه اين قول « از حملهكنندگان مدافعه كنيد » مستلزم آن نيست كه در هيچ حال به حمله بردن اجازه نمىباشد . تفصيل اين مسئله را ، عزيزم مولوى محمّد يحيى سلمه ، كه در نگارش اين فوايد به من يارى نموده ، در رسالهء خود « الجهاد الكبير » نگاشته است ، و اين حقير آن را در رسالهء « الشهاب » بهطور خلاصه ذكر كردهام ، و در اين فوايد نيز به موقع از آن بحث مىرانم « 3 » ؛ انشاء اللّه تعالى .
بسم الله الرحمن الرحيم آغاز مىكنم به نام خدائى كه بىاندازه مهربان ، نهايت بارحم است .
يَسْئَلُونَكَ عَنِ الْأَنْفالِ قُلِ الْأَنْفالُ لِلَّهِ وَ الرَّسُولِ فَاتَّقُوا اللَّهَ
مىپرسند ترا از غنيمتها ؛ بگو : غنيمتها خدا و رسول راست ؛ پس بترسيد از خدا ،
هامش
( 1 ) . جان
( 2 ) . مصونيّت ندارد ،
( 3 ) . دربارهء آن سخن مىرانم ؛ بحث مىكنم ؛