تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير كابلى (فارسى) — صفحة 467

مساهمون:

ص٤٦٧
اطّلاع رسيد كه كاروان بزرگى تحت قيادت ابوسفيان به غرض تجارت رهسپار شام است ؛ و در اين كاروان شصت نفر قريشى ؛ هزار شتر ؛ و به اندازهء پنجاه هزار دينار مال بود . چون خبر بازگشتن اين كاروان از شام سوى مكّه به حضرت پيغمبر ( ص ) رسيد ، برطبق روايتى از صحيح مسلم ، حضرت دربارهء تعرّض بر كاروان با اصحاب مشوره « 1 » كرد ، به قوط طبرى اكثر پهلو ته مىكردند ؛ چه آن را چندان خطير و بزرگ نمىدانستند كه شايستهء اهتمام و اجتماع باشد ؛ و دربارهء انصار نيز گمان مىكردن كه آنها به حمايت و نصرت حضرت پيغمبر ( ص ) معاهدند ؛ امّا ، به شرطى كه كدام قوم « 2 » به مدينه هجوم كند ، يا به شخص پيغمبر ( ص ) حمله شود ، و آغاز نمودن به جنگ ، به هر صورتى كه باشد ، در معاهدهء آنها داخل نيست . ابو بكر و عمر و رئيس انصار سعد بن عباده ( رض ) چون اوضاع انجمن را مشاهده كردند ، هريك خطابه‌هاى مهيّج ايراد كردند ؛ عاقبت ، حضرت رسالت‌مآب با جماعتى بيشتر از سه صد تن « 3 » سوى قافله رهسپار شدند . چون توقّع نمىرفت كه با سپاه مسلّح و بزرگى روبه‌رو مىشوند ، در تعداد جمعيّت و تجهيزات چندان اهتمام به عمل نيامد ؛ كسانى كه همان وقت گرد آمدند ، با تجهيزات سرسرى روان شدند . امام بخارى ( رح ) روايت مىكند كه حضرت كعب بن مالك ( رح ) گفت : « به آنان كه در غزوهء بدر شريك نشدند ، عتابى نيست ؛ زيرا ، پيغمبر - صلّى اللّه عليه و سلّم - صرف به قصد ، قافلهء تجارتى برآمده بود ؛ تصادفا جنگ اصولى به وقوع پيوست » . ابو سفيان همين‌كه از ارادهء حضرت نبوى شنيد ، قاصد به مكّه فرستاد . سپاهى كه تقريبا مركّب بود از هزار نفر قريش و اكابر آنها ، با تجهيزات مكمّل ، بسوى مدينه روان شد . در مقام صفراء به حضور پيغمبر ( ص ) خبر آوردند كه سپاه مشركان با ابو جهل و غيره ، ائمّة القريش ، قصد هجوم بر مدينه دارند . حضرت پيغمبر - صلّى اللّه عليه و سلّم - به وصول اين خبر غيرمتوقّع ، به اصحاب گفت : اكنون در مقابل شما دو جماعت است : قافلهء تجارتى ؛ و سپاه متحارب . پيمان خداست كه به يكى از آنها شما را مسلّط گرداند ؛ پس بگوئيد كه بسوى كدام جماعت بايد رفت ؟ بعضى چون ديدند در مقابل سپاه آمادگى نكرده‌اند ، و تجهيزاتشان نيز اندك است ؛ رأى دادند كه حمله كردن بر قافلهء تجارتى سودمند و سهل است . حضرت رأى آنها را نپسنديد . ابو بكر و عمر و مقداد بن الاسود - رضى اللّه عنهم - پاسخ‌هاى شورانگيز دادند . سرانجام پس از بيان سعد بن معاذ ، فيصله چنان شد كه مسلمانان با سپاه مشركان مقابله كنند ، و گوهر شجاعت خويش را آشكار سازند . هر دو لشكر در مقام بدر باهم آويختند . خداوند ( ج ) به مسلمانان فيروزى عظيم نصيب گردانيد . هفتاد تن از صناديد قريش كشته ، و هفتاد نفر اسير شده ، و نيروى كفر به اين وسيله درهم شكست . در اين سوره ،
هامش
( 1 ) . مشورت ( 2 ) . به شرط آنكه يك قومى ( 3 ) . سيصد تن
تفسير كابلى (فارسى) — صفحة 467 | محمود حسن ديوبندى