ذكر اللّه بهطور عمومى بيان مىشود . يعنى ، روح و جوهر اصلى ذكر خدا ( ج ) اينست كه چيزى كه ذاكر به زبان گويد ، از دل به آن توجّه داشته باشد ، تا منفعت كامل ذكر به ظهور برسد ، و زبان و دل هر دو عضو به ياد خدا ( ج ) مشغول شود ؛ و در عين ذكر « 1 » ، دل از رقّت مملوّ باشد . با رغبت و با رهبت حقيقى خدا را ياد كند ؛ چنان كه زارىكنندگان ترسناك به كسى التجا مىكنند . در لهجه ، در آواز ، در هيئت ، در همه حال ، علايم تضرّع و خوف محسوس باشد ؛ و طبيعى است كه از عظمت و جلال ذكر و مذكور آواز پست مىشود :
« وَ خَشَعَتِ الْأَصْواتُ لِلرَّحْمنِ فَلا تَسْمَعُ إِلَّا هَمْساً »
از اينجاست كه به شدّت بلند كردن آواز ممنوع شده ؛ هركه به آواز ملايم سرّا يا جهرا به ذكر الهى بپردازد ، خدا ( ج ) نيز او را ذكر مىكند ؛ عاشق را چه سعادتى بلندتر از اين است ؟ !
يار را بايد از آغوش نفس كرد سراغ * آنقدر دور متازيد كه فرياد كنيد
بِالْغُدُوِّ وَ الْآصالِ وَ لا تَكُنْ مِنَ الْغافِلِينَ ( 205 ) إِنَّ الَّذِينَ عِنْدَ رَبِّكَ لا يَسْتَكْبِرُونَ عَنْ عِبادَتِهِ وَ يُسَبِّحُونَهُ وَ لَهُ يَسْجُدُونَ
( 206 )
در بامداد و شبانگاه ؛ و مباش از غافلان .
هرآئينه كسانى كه نزد پروردگار تواند ، گردنكشى نمىكنند از عبادت او ؛ و به پاكى ياد مىكنند او را ؛ و خاص او را سجده مىكنند .
تفسير : شب و روز ، خصوصا صبح و شام ، از ياد او تعالى غافل مشويد . در صورتى كه فرشتگان مقرّب از بندگى او تعالى عار ندارند ، و هر وقت « 2 » در ياد وىاند ، و به بارگاه او سجده مىكنند ؛ انسان را بيشتر لازم است كه از ذكر و عبادت و سجود وى غافل نباشد . بنابراين ، در موقع تلاوت اين آيت هم بايد سجده نمايد .
هامش
( 1 ) . در حال ذكر
( 2 ) . همه وقت ، هميشه