تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير كابلى (فارسى) — صفحة 462

مساهمون:

ص٤٦٢
وجاهت پيغمبر هيچ كيد او كارى كرده نمىتواند « 1 » ؛ زيرا ، خداوند قدير دعاى هر مستعيذ را اجابت مىكند ، و به‌هرحال آگاه است ، و صيانت حضرت او را تكفّل مىنمايد .
إِنَّ الَّذِينَ اتَّقَوْا إِذا مَسَّهُمْ طائِفٌ مِنَ الشَّيْطانِ تَذَكَّرُوا فَإِذا هُمْ مُبْصِرُونَ ( 201 ) وَ إِخْوانُهُمْ يَمُدُّونَهُمْ فِي الغَيِّ ثُمَّ لا يُقْصِرُونَ
( 202 ) هرآئينه متّقيان ، چون برسد ايشان را وسوسه از شيطان ، ياد مىكنند خدا را ؛ پس ناگهان ايشان بينندگان باشند . و برادرانشان مىكشند ايشان را در گمراهى ؛ باز ، كوتاهى نمىكنند . تفسير : اگرچه در حكم استعاذه همه شامل بودند ؛ ليكن پيش‌تر خاص خطاب به حضرت پيغمبر ( ص ) بود ، اكنون حال عموم متّقيان ( پرهيزكاران خداترس ) شرح داده شده ؛ يعنى ، تماس شيطان با عموم متّقيان محال نيست ، كه به طرف آنها رفته ، و در دلشان وسوسه اندازد . البتّه ، خاصّهء متّقيان است كه از اغواى شيطان هميشه در غفلت نمىمانند ؛ بلكه اگر به قدر ذرّه ، غفلتى به آنها وارد شود ، بلافاصله خدا را ياد كرده بيدار و هوشيار مىشوند ؛ اگر افتادند ، به پا مىخيزند . به مجرّدى كه « 2 » خود را گرفتند ، پردهء غفلت رفع مىشود . در انجام « 3 » نيكى و بدى پيش نگاهشان مىآيد ، و به زودى از كارهاى ناشايسته دست مىكشند . و احوال غيرمتّقين ( كه در دل از خدا ( ج ) نمىترسند و بايد آنها را برادران شيطان ناميد ) اينست كه شياطين دائما آنها را به گمراهى مىكشند ، و در آلوده ساختنشان هيچ كوتاهى نمىكنند . اينها به اقتدا و پيروى شيطان مىكوشند ، و شيطان به غرور و سركشىشان مىافزايد به‌هرحال ، خاصّهء متّقى است كه چون شيطان وسوسه كند ، بدون درنگ از خدا ( ج ) پناه جويد ؛ ورنه ، در غفلت متمادى واقع شده ، به
هامش
( 1 ) . كارى نمىتواند بكند ؛ ( 2 ) . به مجرّد آنكه ( 3 ) . سرانجام