تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير كابلى (فارسى) — صفحة 459

مساهمون:

ص٤٥٩
أَ لَهُمْ أَرْجُلٌ يَمْشُونَ بِها أَمْ لَهُمْ أَيْدٍ يَبْطِشُونَ بِها أَمْ لَهُمْ أَعْيُنٌ يُبْصِرُونَ بِها أَمْ لَهُمْ آذانٌ يَسْمَعُونَ بِها قُلِ ادْعُوا شُرَكاءَكُمْ ثُمَّ كِيدُونِ فَلا تُنْظِرُونِ
( 195 ) آيا ايشان را پاىهاست كه راه مىروند به آن ؟ آيا ايشان را دست‌هاست كه مىگيرند به آن ؟ آيا ايشان را چشم‌هاست كه مىبينند به آن ؟ آيا ايشان را گوش‌هاست كه مىشنوند به آن ؟ بگو : بخوانيد شريكان خود را ؛ بعد از آن بدسگالى كنيد در حقّ من ، پس مهلت مدهيد مرا ! تفسير : بتانى را كه معبود گردانيده به مقام خدائى مىشناسيد ، چه به درد شما مىخورند ؟ در صورتى كه به حفظ خود قادر نيستند ! علاوه بر اينكه مخلوق‌اند ، از آن كمالات كه مخلوقى را به مخلوق ديگر تفوّق و امتياز مىدهد نيز ، محرومند ؛ اگرچه شما بر ايشان دست و پاى و چشم و گوش و بينى و غيره مىسازيد ؛ ليكن اين اعضاء داراى آن قوايى نيستند كه اطلاق عضويّت بر آنها شود . به دعوت شما با پاىهاى مصنوعى پيش آمده ، با دست‌ها چيزى را گرفته ، و با چشم‌ها ديده ، و با گوش‌ها شنيده ، نمىتوانند ، اگر از كثرت صدا گلوى شما پاره شود ، صداى شما را نمىشنوند ؛ و جوابى داده نمىتوانند ؛ و بر وفق آن عمل نمىكنند . غوغا و سكوت شما پيش آنها يكسان است ، و هيچ منفعتى بر آن مرتّب « 1 » نيست . تعجّب است ، چيزى را كه مانند شما مملوك و مخلوق ، و ازين‌رو درمانده و ناتوان ، بلكه در هستى و كمال هستى از شما فروتر است ؛ خدا قرار
هامش
( 1 ) . مترتّب