وَ إِذْ قالَتْ أُمَّةٌ مِنْهُمْ لِمَ تَعِظُونَ قَوْماً اللَّهُ مُهْلِكُهُمْ أَوْ مُعَذِّبُهُمْ عَذاباً شَدِيداً
و ياد كن چون گفت : گروهى از اهل آن : چرا پند مىدهيد گروهى را كه خدا هلاك خواهد كرد ايشان را ؛ يا عذاب خواهد كرد ايشان را عذاب سخت ؟ !
تفسير : معلوم مىشود ، بعد از آنكه بر خلاف حكم الهى ( ج ) به حيله شروع كردند ، باشندگان شهر چنان كه اكثر « 1 » در اين احوال واقع مىشود ، به چندين گروه تقسيم شدند : اوّل ، گروهى كه به اين حيله تمسّك كرده بر خلاف حكم صريح الهى ( ج ) رفتار كردند ؛ دوّم ، گروه ناصحان كه تا آخر از تبليغ و امر معروف دست نكشيدند ؛ سوّم آنان كه چند مرتبه نصيحت كردند ، آخر مأيوس ، و از سركشى قوم خسته شدند ؛ چهارم ، آنان كه نه در اين عمل شريك شدند ، و نه براى ممانعت آنها حرفى به زبان آوردند ، و بكلّى جدا ماندند ، و خاموش نشستند .
ممكن است دو گروه آخر الذكر « 2 » به ناصحان گفته باشند كه در نصيحت اين متمرّدين كه قبول حقّ از آنها توقّع نمىرود ، چرا دردسر مىكشيد ؟ معلوم مىشود كه يكى از دو چيز ضرور « 3 » پيشآمدنى است ؛ يا خدا آنها را بكلّى مستأصل مىگرداند ؛ و يا به سختترين عذابها مبتلا مىكند ؛ زيرا ، آنها به نصيحت كس « 4 » گوش نمىدهند .
قالُوا مَعْذِرَةً إِلى رَبِّكُمْ وَ لَعَلَّهُمْ يَتَّقُونَ
( 164 )
گفتند : تا ما را عذرى باشد بسوى پروردگار شما ؛ و تا باشد كه ايشان بترسند .
هامش
( 1 ) . غالبا ، معمولا
( 2 ) . اخير
( 3 ) . حتما
( 4 ) . كسى ، هيچكس