تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير كابلى (فارسى) — صفحة 435

مساهمون:

ص٤٣٥
تفسير : شايد چون نصيحت دوام كند ، اندكى بترسند ، و از اعمال شنيعهء خود دست بكشند ؛ تا اقلّا ما به حضور پروردگار خود عذر كرده توانيم « 1 » ، و عرض كنيم : خدايا ، ما تا دم آخر از نصيحت و تعليم هيچ كوتاهى نكرديم ؛ اگر اينها قبول نكنند ، به ما چه الزام است ؟ ! گويا ، ناصحين اوّل بكلّى مأيوس بودند ، و دوّمين به « عزيمت » عمل مىكردند كه با وجود يأس ، از تعاقب آنها دست نبرداشتند . « 2 »
فَلَمَّا نَسُوا ما ذُكِّرُوا بِهِ أَنْجَيْنَا الَّذِينَ يَنْهَوْنَ عَنِ السُّوءِ وَ أَخَذْنَا الَّذِينَ ظَلَمُوا بِعَذابٍ بَئِيسٍ بِما كانُوا يَفْسُقُونَ
( 165 ) پس وقتى كه فراموش كردند آنچه پند داده شد ايشان را به آن ؛ نجات داديم كسانى را كه منع مىكردند از كار بد ، و گرفتار كرديم آنان را كه ستم كردند به عذاب بد ( سخت ) ، به سبب آنچه فسق مىكردند . تفسير : آنگاه كه اين تيره‌بختان تمام نصايح را فراموش كردند ؛ چنان كه گوئى در عمر به گوش آنها نرسيده بود ؛ ناصحين را نجات داديم ، و ستمگاران را در عذاب شديد گرفتار نموديم . عموم كلمات
« الَّذِينَ يَنْهَوْنَ عَنِ السُّوءِ »
دلالت مىكند كه كسانى كه از نصيحت خسته شده
« لِمَ تَعِظُونَ قَوْماً -
الآية » گفتند و كسانى كه تا آخر به وعظ و نصيحت ادامه دادند ، هر دو نجات يافتند ؛ تنها ستمگاران گرفتار شدند . اين از عكرمه منقول است ؛ ابن عبّاس اينجاست كه دانش او را تحسين كرده است ، باقى « 3 » ، كسانى كه از اوّل تا آخر بكلّى ساكت ماندند ؛ خدا ( ج ) هم از ذكر آنها سكوت فرموده . ابن كثير چه خوب نگاشته است : فنصّ على نجاة الناهين ، و هلاك الظالمين ، و سكت عن الساكتين ، لانّ الجزاء من جنس العمل ، فهم لا يستحقّون مدحا فيمدحوا و لا ارتكبوا
هامش
( 1 ) . بتوانيم عذرخواهى بكنيم ، ( 2 ) . دست برنداشتند . ( 3 ) . حاصل مطلب و معنى اينكه
تفسير كابلى (فارسى) — صفحة 435 | محمود حسن ديوبندى