تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير كابلى (فارسى) — صفحة 352

مساهمون:

ص٣٥٢
تفسير : به تهديداتى كه در كتاب اللّه براى عذاب آنها داده شده آيا منتظرند كه چون آن تهديدات مقابل نگاهشان آيد ، حق را قبول كنند ؟ حال آنكه چون امر پيش آمد ، يعنى به عذاب الهى ( ج ) مبتلا شدند ، از قبول بىهنگام كارى ساخته نمىشود . در آن حال ، به طلب شفيعان مىافتند كه دربارهء آنها شفاعت كنند ؛ سزايى را كه حضرت الهى ( ج ) به آنها مقرّر نموده ، بخشش حاصل نمايند ؛ و چون كسى به شفاعت آنها نمىپردازد ، آرزو مىنمايند كه بار ديگر به دنيا روان ، و امتحان شوند ( تا معلوم شود ) كه خلاف جرايم خويش چگونه نكوكارى و پرهيزگارى خواهيم كرد ! اكنون از اين آرزو مفادى « 1 » به دست نمىآيد ؛ زيرا خود به هلاك خويش پرداخته‌اند ، و انديشه‌هاى دروغ ايشان همه به هوا رفته است .
إِنَّ رَبَّكُمُ اللَّهُ الَّذِي خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ
هر آئينه پروردگار شما اللّه است كه آفريده آسمانها و زمين را ؛ تفسير : در آيت گذشته ذكر معاد بود ؛ در اين ركوع ، مبدأ شناسانده مىشود . آنجا در
« لَقَدْ جاءَتْ رُسُلُ رَبِّنا بِالْحَقِّ »
توضيح شده بود كه آنان كه در دنيا از انبياء و رسل مخالفت مىورزند آنها نيز در قيامت به تصديق راستى پيغمبران ناچار مىشوند ، اينجا در پيرايه‌اى بس لطيف ، پس از اشاره جانب « 2 » تذكار حكومت الهى ( ج ) و ضرورت انبياء و رسل احوال و وقايع برخى انبياى مشهور ذكر مىشود ، و توضيح مىگردد كه هركه آنها را تصديق و يا تكذيب كرد عاقبتشان در اين جهان چه شد ، گويا ، اين ركوع براى چند ركوع آينده تمهيد است .
فِي سِتَّةِ أَيَّامٍ
در شش روز ؛ تفسير : در موعدى كه به شش روز مساوى بود ، آنها را بيافريد ، زيرا ، ايّام و ليالى متعارف به طلوع و غروب خورشيد مربوط است ؛ هنگامى كه خورشيد به وجود نيامده بود ، چه سان شب و روز صورت مىبست ؟ يا اينكه مراد از شب و روز عالم شهادت نمىباشد ، بلكه مراد از شب و روز عالم غيب است ، چنان كه عارفى گفته :
هامش
( 1 ) . فايدتى ، منفعتى ( 2 ) . اشاره به