موجود است ، و هرچه « 1 » را به آگاهى و صراحت تمام بيان مىكند ، چنانكه مؤمنان به خوبى از آن برخوردار مىگردند ؛ تعجّب است كه اين معاندان خودخواه غورى به « 2 » عاقبت خويش نكردند ؛ اكنون پشيمانى سود ندهد .
هَلْ يَنْظُرُونَ إِلَّا تَأْوِيلَهُ يَوْمَ يَأْتِي تَأْوِيلُهُ يَقُولُ الَّذِينَ نَسُوهُ مِنْ قَبْلُ قَدْ جاءَتْ رُسُلُ رَبِّنا بِالْحَقِّ فَهَلْ لَنا مِنْ شُفَعاءَ فَيَشْفَعُوا لَنا أَوْ نُرَدُّ فَنَعْمَلَ غَيْرَ الَّذِي كُنَّا نَعْمَلُ قَدْ خَسِرُوا أَنْفُسَهُمْ وَ ضَلَّ عَنْهُمْ ما كانُوا يَفْتَرُونَ
( 53 )
آيا هنوز منتظرند كه مضمون آن ظاهر شود ؟ ! روزى كه ظاهر شود مضمون ( مصداق ) آن ؛ ( انتظار نمىبرند كفّار ، مگر مصداق اين وعده را ) خواهند گفت كسانى كه فراموش كرده بودند آن را پيش ازين : هرآئينه آورده بودند پيغمبران پروردگار ما سخن حق را ؛ پس آيا هست براى ما شفاعتكنندگان تا كه شفاعت كنند براى ما ؟ يا بازگردانيده شويم ، پس عمل كنيم خلاف آنچه مىكرديم ؟ هرآئينه تباه كردند نفسهاى خود را ؛ و گم شد از ايشان آنچه افترا مىكردند .
هامش
( 1 ) . همهچيز
( 2 ) . تأمّلى