تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير كابلى (فارسى) — صفحة 344

مساهمون:

ص٣٤٤
تفسير : مطلب « 1 » از
« وَ نَزَعْنا ما فِي صُدُورِهِمْ مِنْ غِلٍّ »
اين است كه بهشتيان بر سر نعماى جنّت با يكديگر رشك و حسد نمىورزند ؛ هريك به مقام خود و ديگر برادرانش شاد مىباشد ؛ بر خلاف دوزخيان كه هنگام مصيبت همديگر را لعن مىكنند ، و طعنه مىدهند « 2 » ، چنان كه بيشتر ذكر شد ؛ يا : مراد اين است كه رنجش و ملالى كه در اين جهان ميان صالحان پديد آمده باشد ، پيش از ادخال بهشت از دل‌ها برآورده مىشود ، و در آنجا با همدگر سليم الصدر مىشوند . حضرت شاه ولايتمآب ، على - كرّم اللّه وجهه - فرمود : « اميد دارم من و عثمان و طلحه و زبير - رضى اللّه عنهم - از آن مردم باشيم » . مترجم محقق - رحمة اللّه عليه - به اعتبار معنى دوّم ترجمه كرده .
تَجْرِي مِنْ تَحْتِهِمُ الْأَنْهارُ وَ قالُوا الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي هَدانا لِهذا وَ ما كُنَّا لِنَهْتَدِيَ لَوْ لا أَنْ هَدانَا اللَّهُ لَقَدْ جاءَتْ رُسُلُ رَبِّنا بِالْحَقِّ
مىرود از زير آنها نهرها ؛ و گويند : سپاس مر خداراست كه ره نمود ما را بسوى اين ، و هرگز نبوديم مستعدّ راه يافتن ، اگر راه ننمودى ما را خدا ؛ هرآئينه آمد فرستادگان پروردگار ما به راستى ؛ تفسير : به عون و توفيق الهى ( ج ) و هدايت حقيقى پيغمبران ، فوز به اين مقام اعلى نصيب ما گرديد ؛ ورنه ، ما كجائيم و اين مقام كجا ؟ !
وَ نُودُوا أَنْ تِلْكُمُ الْجَنَّةُ أُورِثْتُمُوها
و ندا كرده شوند كه : اين بهشت است كه وارث شديد آن را
هامش
( 1 ) . مقصود ( 2 ) . طعنه مىزنند ؛