تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير كابلى (فارسى) — صفحة 335

مساهمون:

ص٣٣٥

تفسير : مراد از « اثم » گناه عامّ است . بعض گناهان مخصوص به مناسبت مقام يا بنابر اهمّيّت آن بيان شده ؛ نزد بعضى « اثم » گناهيست كه جز گناهگار به ديگرى متعلّق نباشد ؛ و اللّه اعلم . وَ الْبَغْيَ بِغَيْرِ الْحَقِّ وَ أَنْ تُشْرِكُوا بِاللَّهِ ما لَمْ يُنَزِّلْ بِهِ سُلْطاناً وَ أَنْ تَقُولُوا عَلَى اللَّهِ ما لا تَعْلَمُونَ ( 33 ) و ( حرام كرده است ) تعدّى ناحق را ؛ و آنكه شريك بگردانيد به خدا چيزى را كه خدا نازل نكرده است بر آن هيچ دليلى را ؛ و آنكه بگوئيد بر خدا آنچه نمىدانيد . تفسير : چنان كه راجع به فحشا مىگفتند : « و اللّه امرنا بها » . وَ لِكُلِّ أُمَّةٍ أَجَلٌ فَإِذا جاءَ أَجَلُهُمْ لا يَسْتَأْخِرُونَ ساعَةً وَ لا يَسْتَقْدِمُونَ ( 34 ) و هر گروهى را ميعاديست ؛ پس چون بيايد ميعاد ايشان ، تأخير نمىتوانند ساعتى ، و نه سبقت مىتوانند . تفسير : ظاهرا ، شبهه وارد مىشود كه هنگامى كه وعده ( اجل ) فرا رسيد ، عقلا تاخير ممكن بود ، پس نفى آن نيز ضرور بود ؛ امّا چون تقديم اجل از روى عقل امكان ندارد ، در نفى آن چه فايده مىباشد ؟ بعضى از مفسّران نسبت به اين شبهه « لا يَسْتَقْدِمُونَ » را بر شرطيّهء « فَإِذا جاءَ