قائِلُونَ ( 4 ) فَما كانَ دَعْواهُمْ إِذْ جاءَهُمْ بَأْسُنا إِلَّا أَنْ قالُوا إِنَّا كُنَّا ظالِمِينَ
( 5 )
در خواب نيمروز بودند .
پس ( نبود ) همين فرياد ايشان چون بيامد به ايشان عقوبتها ، مگر آنكه گفتند : هرآئينه ما ستمگار بوديم !
تفسير : آنگاه كه ظلم و عدوان ، كفر و عصيان آنها از حد گذشت ؛ در لذّات و شهوات اين جهان فرو رفتند ، و از عذاب الهى ( ج ) هيچ نينديشيدند ، و خواستند از خواب ، آسايش متلذّذ شوند ؛ ناگهان عذاب ما فرا رسيد . درين منظرهء مهلك ؛ وحشتزا و هنگامهء گيرودار ، همه حشمت و كبريايى خويش را فراموش كردند ؛ از چهار جهت جز فرياد
« إِنَّا كُنَّا ظالِمِينَ »
چيزى شنيده نمىشد . گويا ، در آن وقت بر آنها آشكار گرديد ، و به اقرار آمدند كه خدا ( ج ) و بر كسى ستم نمىكند ؛ ما خود بر خويش ظلم نموديم !
تنبيه : در فاء
« فَجاءَها بَأْسُنا »
مفسّران را چند قول است . غالبا « 1 » ، مترجم محقّق ( رح ) آن را تفسير و تفصيل
« أَهْلَكْناها »
قرار داده ؛ مثلا ، اگر گفته شود : توضّأ فغسل وجهه و ذراعيه ؛ يعنى فلان كس وضو كرد ؛ پس شست روى و دست خويش را درين مثال ، شستن رو تفصيل و تفسير وضو است ؛ همچنين ، در اينجا از بيان كيفيّت عذاب ( هلاك كردن ) تفصيل و تفسير مىشود ؛ و اللّه اعلم .
فَلَنَسْئَلَنَّ الَّذِينَ أُرْسِلَ إِلَيْهِمْ وَ لَنَسْئَلَنَّ الْمُرْسَلِينَ
( 6 )
پس هرآئينه مىپرسيم كسانى را كه فرستاده شده بديشان پيغمبران ، و هرآئينه مىپرسيم فرستادهشدگان را .
هامش
( 1 ) . ظاهرا ،